وبلاگ خبری پن‌لاگ: February 2008

به وبلاگ خبری پن‌لاگ: February 2008 خوش آمدید | صفحه اصلی | تماس با ما
~   بایگانی   ~
~    تیتر آخرین اخبار    ~
~   رابطه ها   ~
وبلاگ پن‌لاگ
~    وبلاگ اعضای پن‌لاگ    ~

Friday, February 29, 2008
 

اطلاعیه مطبوعاتی

محکومیت به مرگ یک روزنامه نگار در بلوچستان


"فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر" (FIDH) و "سازمان جهانی مبارزه با شکنجه" (OMCT) مراتب نگرانی شدید خود را نسبت به صدور حکم مرگ آقای یعقوب مهرنهاد، ساکن زاهدان، روزنامه نگار روزنامه "مردم سالاری" و رییس انجمن "صدای عدالت"، اعلام می دارد.

روز 19 فوریه 2008، سخنگوی قوه قضاییه در یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد که آقای یعقوب مهرنهاد به دلیل مشارکت در گروه تروریستی "جند الله" به مرگ محکوم شده. آقای یعقوب مهرنهاد هیچ اطلاعی درخصوص تاریخ و شرایط محاکمه خود دریافت نکرده و دادگاه او بدون حضور وکیل مدافع و خانواده اش انجام شده است.

آقای مهرنهاد روز 6 مه 2007 به همراه دیگر اعضای این انجمن بازداشت شد. اعضای دیگر مدتی بعد آزاد شدند، در حالی که آقای مهرنهاد زندانی و سپس به مرگ محکوم شد. به گفته سخنگوی قوه قضاییه، این پرونده اکنون در مرحله تجدیدنظر است، ولی در این زمینه، اطلاعات بیشتری ارائه نشد.

"فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر" و "سازمان جهانی مبارزه با شکنجه" صدور این حکم که نتیجه یک دادرسی پرهیاهو و ناعادلانه است را شدیدا محکوم می کنند.
...ادامه
  منبع خبر


 

اعتراض کانون وبلاگ نویسان ایران به بازداشت ابراهیم مهرنهاد برادرِ یعقوب مهرنهاد

پس از فراخوان عمومی کانون وبلاگ نویسان ایران برای لغو حکم اعدام یعقوب مهرنهاد، روزنامه نگار و وبلاگ نویس بلوچ، ماموران امنیتی جمهوری اسلامی ایران در جهت مهار اعتراضات مسالمت آمیز و قانونی آزادیخواهان اقدام به دستگیری و بازداشتابراهیم مهر نهاد، برادر 16 ساله یعقوب مهر نهاد، کرده است. این اقدام تعرضی آشکاربه حق و حقوق قانونی فعالین مدنی و منتقدان دولت است.

در ایران که به بزرگترین زندان روزنامه نگاران در خاورمیانه مبدل شده است بهای مطالبه حقوق انسانی بازداشت، شکنجه , اعدام و اذیت و آزار و گروگان گیری افراد خانواده است.
کانون وبلاگ نویسان ایران (پن لاگ) گروگان گیری نزدیکان زندانیان سیاسی و همچنین صدور احکام اعدام و بازداشت برای فعالین حقوق بشر، وبلاگ نویسان و روزنامه نگاران تجاوز به حقوق مدنی اهل قلم در ایران را قویاً محکوم می‌کند و ازنهادهای ناظر حقوق بشر درخواست دارد این گونه روش‌های سرکوبگرانه جمهوری اسلامی ایران علیه آزادی بیان را در جوامع بین المللی
مورد رسیدگی قرار دهند.

کانون وبلاگ نویسان ایران - پن لاگ
  منبع خبر


Thursday, February 21, 2008
 

فراخوان کانون وبلاگ نویسان ایران برای نجات جان آقای مهرنهاد وبلاگ نویس بلوچ

کانون وبلاگ نویسان ایران ( پن لاگ) تایید حکماعدام آقای مهرنهاد وبلاگ نویس بلوچ را محکوم میکند و از همه وبلاگ نویسان و آزادیخواهان در ایران و جهان برای نجات جان آقای مهرنهاد کمک می طلبد.آقای مهرنهاد وبلاگ نویس 28 ساله بلوچ و پدر سه فرزند , تنها جرمش ایجاد یک نهاد قانونی برای جوانان بلوچ بوده است. او پس از ده ماه شکنجه و اسارت به جرم واهی محاربه و ارتباط با گروههای غیر قانونی به اعدام محکوم شده است.خانواده او معتقد هستند که به آقای مهرنهاد در اثر شکنجه آسیب جدی وارد شده و حکم اعدام برای از بین بردن مدرک جرم صادر شده است با تایید حکم اعدام این حکم هر لحظه ممکن است به اجرا در آید.کانون وبلاگ نویسان ایران بدعت اعدام وبلاگ نویسان را به شدت محکوم میکندو از همه وبلاگ نویسان دعوت میکند که از روز چهارشنبه اول اسفند به مدت یک هفته نام وبلاگ خود را به "مهرنهاد را آزاد کنید" تغییر دهند .کانون وبلاگ نویسان ایران از وبلاگ نویسان و آزاداندیشان میخواهد که در طول این هفته همه تلاش خود را برای لغو حکم اعدام و آزادی یعقوب مهرنهاد به کار گیرند و با تماس با وبلاگ های دیگر و ارگانهای حقوق بشر در هر شهر و کشوری که هستند از اجرای این حکم ناعادلانه جلوگیری کنند.. باشد که تلاش همگانی ما انسان بیگناهی را از طناب دار برهاندکانون وبلاگ نویسان ایران((پن لاگ)
  منبع خبر


 

برده فروشی در هزاره سوم: دختران ایرانی در دبی به حراج گذاشته میشوند!!!


حراج نوروزی دختران ایرانی در دوبی

بنا به گزارش منتشر شده در یک سایت اینترنتی، برخی شیوخ امارات متحده عربی با همدستی شماری از عناصر وابسته به جمهوری اسلامی درصدد برگزاری حراج دختران ایرانی در دوبی هستند.
بنا بر این گزارش، باندهای تبهکار قاچاق انسان و فحشا در جمهوری اسلامی و امارات اقدام به تبلیغ برای فروش دختران نوجوان ایرانی کرده اند که سن آنها بین 15 تا 18 سال است.
در سایت مزبور، علاوه بر سن این دختران نگون بخت ایرانی، عکس آنها نیز گنجانده شده تا مشتریان عرب با دید بهتری به انتخاب بپردازند. از مشتریانی که در صدد تصاحب این دختران هستند دعوت شده همزمان با سال نوی ایرانی، در هتلی در دوبی حاضر شوند.
در سال های اخیر اخبار زیادی در باره قاچاق زنان و دختران ایرانی به امارات و فروش آنها به ثروتمندان عرب منتشر شده است.
هاشمی ثمره، مشاور ارشد احمدی نژاد روز دوشنبه گفته بود در سفری که رئیس جمهور اسلامی اخیرا به امارات متحده عربی داشت، ضمن دعوت از امیر دوبی برای سفر به تهران به او گفت هنگامی که شما را در تهران ببینم، به شما خواهم گفت آقای المکتوم به کشور دومت خوش آمدی.
  منبع خبر


 

دانمارک: اسلامگرایان بهتر است به عربستان بروند

گزارش خبرگزاري آلمان از کپنهاگ، نخست وزير دانمارک اعلام کرد دولت اين کشور در حال نظارت بر واکنش هايي است که درباره انتشار دو باره کاريکاتورهاي بحث برانگيز محمد‌ به وجود آمده اند.
آندرس فگ راسموسن در واکنش به اعتراض برخي حکومتها از جمله جمهوری اسلامی، اظهار داشت ترسي از تکرار وقايع سال 2006 ندارد. (حمله به سفارت دانمارک در تهران)
نخست وزير دانمارک افزود کپنهاک نمي تواند در آنچه روزنامه ها و رسانه هاي دانمارکي منتشر مي کنند، دخالت کند و مردم کشورهاي مسلمان بايد اين مسئله را بفهمند.
راسموسن همچنين از واکنشها در حمايت از آزادي بيان به ويژه از سوي رهبر حزب سوسياليست مردم استقبال کرد.
ويلي سوندال رهبر اين حزب مخالف دولت دانمارک، اعضاي گروه اسلامگرای موسوم به "حزب التحرير" را مورد انتقاد قرار داد و گفت آنها اگر قصد راه اندازي يک کشور اسلامي را دارند، بهتر است دانمارک را ترک کنند و به عربستان سعودي بروند.
روزنامه هاي عمده دانمارک هفته گذشته پس از اعلام پليس اين کشور مبني بر خنثي کردن توطئه قتل یکی از کاريکاتوریستها دوباره اقدام به انتشار کاریکاتورها کردند.
  منبع خبر


 

شرایط غیرانسانی برای زندانیان سیاسی در زندان اهر

به گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، عباس لسانی زندانی سیاسی پس از ماهها تحمل فشارهای جسمی و روحی در زندان اردبیل، حدود 3 ماه پیش به زندان اهر انتقال یافته است. زندان اهر یک سالن زیر زمینی است و زندانیان از داشتن نور طبیعی محرومند.
عباس لسانی تنها زندانی سیاسی در این زندان است. وی در بین زندانیان عادی و خطرناک قرار داده شده که تعداد زیادی از این زندانیان مبتلا به بیماریهای واگیردار هستند. شرایط این زندان قرون وسطائی است و زندانیان از حداقل حقوق اولیه خود برخوردار نیستند.
اخیرا به صورت غیر رسمی به این زندانی سیاسی اطلاع داده اند که تا عید نوروز قصد دارند او را به زندان یزد تبعید کنند.
از زمان انتقال او به زندان اهر خانواده وی باید یک مسافت طولانی را برای ملاقات او طی کند و این مسئله باعث شده یک فشار مضاعف بر این خانواده وارد شود.
پیگیری های حقوقی خانواده او برای پایان دادن به حکم ناعادلانه ای که برای او صادر شده با جوابهای تهدید آمیز از سوی مسئولین دادگاه روبرو شده است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، تحت فشار قرار دادن زندانیان سیاسی و خانواده های آنها را محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشری خواستار به کار گرفتن اقدامات عملی برای پایان دادن به نقض حقوق بشر در ایران و آزادی تمامی زندانیان سیاسی است.
  منبع خبر


 

شش ماه حبس تعليقی برای فعال جنبش زنان به خاطر جمع آوری امضاء

احترام شادفر عضو مرکز فرهنگی زنان و از مادران کمپين يک ميليون امضا از سوی شعبه 13 دادگاه انقلاب اسلامی به 6 ماه حبس تعليقی تا دوسال محکوم شد . اتهام احترام شادفر"اقدام عليه امنيت ملی از طريق تبلبغ عليه نظام جمهوری اسلامی در کمپين يک ميليون امضا" اعلام شده است. علت صدور چنين حکمی جمع اوری امضا اعلام شده است. شادفر62 ساله می گويد بر اساس آنچه در اين حکم آمده است طبق ماده 500 قانون مجازات اسلامی به 6ماه حبس با احتساب ايام بازداشت قبلی محکوم شده ام . دراين حکم نوشته شده "حبس ياد شده با رعايت ماده 25 قانون مجازات اسلامی با توجه به شرايط خاص و وضعيت اجتماعی برای دو سال معلق می گردد ودر صورتی که درمدت تعليق مرتکب جرمی شود اجرا می شود". شادفر درباره حکم خود می گويد: "امروز حکمم را به درخانه آوردند. با ديدن آن تعجب کردم. من نمی دانم چه جرمی مرتکب شده ام که چنين حکمی گرفته ام. مگر حرف زدن درباره حقوق زنان، جمع کردن امضا برای ارائه دادن به مجلس جرم است؟, او در ادامه می گويد: "با وکيلم صحبت کردم. حکم هنوز به او ابلاغ نشده است. ما حتما به اين حکم اعتراض خواهيم کرد". احترام شادفر که 20 خرداد 1386 در خانه اش از سوی پليس امنيت، کلانتری 104 در ميدان نيلوفر بازداشت و پس از صدور رای قاضی 24 ساعت را در بازداشتگاه وزرا گذرانده بود. خودش در اين باره می گويد: "تعدادی دفترچه و بيانيه جمع آوری امضارا به يکی از همسايگانم که بيانيه را امضا کرده و علاقه مند به فعاليت در کمپين بود داده بودم. او را هنگام جمع آوری امضا بازداشت می کنند او هم می گويد که از من گرفته است و به اين ترتيب مرا بازداشت کردند". مشابه اين حکم پيشتر نيز در 21 مرداد از سوی شعبه 28 دادگاه انقلاب برای نسيم سرابندی و فاطمه دهدشتی اعلام شده بود. آنها نيز هنگام جمع آوری امضا در مترو در دی ماه 1385 دستگير و به مدت 24 ساعت در بازداشت بودند. ابتدا به نظرمی آمد پرونده شان بسته شده است اما آنها مجددا در پی تغيير روند بازپرسی احضار و تفهيم اتهام شدند. به آنها گفته شد که اتهام شان اقدام عليه امنيت ملی از طريق تبليغ عليه نظام است و آنها نيز در آخرين دفاع ازخود اين اتهام را نپذيرفتند. اما سرانجام محکوم شدند و اين درحالی است که جمع آوری امضا اقدامی مدنی و مسالمت آميز است و نمی تواند جرم محسوب شود.
  منبع خبر


Wednesday, February 20, 2008
 

پرونده‌ قتل‌هاى محفلى كرمان :قاتلانى كه هم‌اكنون آزاد هستند

نعمت احمدي، وكيل برخى از اولياى دم مقتولان پرونده قتل‌هاى محفلى با بيان اين خبر به خبرنگار حقوقى ايسنا گفت: جلسه هيات عمومى ديوان عالى كشور 23 بهمن تشكيل شد و با تكيه بر محتويات پرونده، سرانجام به استنادات وكلاى پرونده، غلامعلى رياحى و من نظر دادند. وى افزود: علي‌رغم اصرار شعبه‌ى 31 ديوان عالى كشور مبنى بر اين‌كه مقتولان قتل‌هاى محفلى كرمان مهدورالدم بوده‌اند، هيات عمومى ديوان عالى كشور با حضور دادستان كل كشور تشكيل شد و به اتفاق آرا، موضوع مهدورالدم بودن قتل‌هاى محفلى را نپذيرفتند و پرونده به شعبه‌ى 31 ديوان عالى كشور اعاده شد تا با توجه به اين‌كه اعتقاد قاتلان به مهدورالدم بودن مقتولان وجاهت شرعى و قانونى ندارد، نسبت به صدور حكم افرادى كه در اين قتل‌ها شركت داشته‌اند، اقدام كنند. وكيل مدافع اولياى دم پرونده‌هاى قتل‌هاى محفلى كرمان اضافه كرد: در طول رسيدگى به پرونده كه مدت طولانى به طول انجاميد، 3 نفر از خانواده‌ى مقتولان اعلام گذشت كردند و خانواده‌ى 2 نفر مرحوم شهره نيك‌پور و غلامرضا ملايري‌نژاد كه اعلام گذشت نكرده بودند، خواهان قصاص افرادى هستند كه اين زوج جوان را كشته بودند. احمدى اظهار كرد: هم‌اكنون ديوان عالى كشور بايد با توجه به مشاركت افرادى كه در قتل اين دو نفر شركت داشته‌اند و رضايتى كه اولياى دم نسبت به قاتلان ابراز نكردند و اين‌كه هيات عمومى ديوان، رسيدگى به پرونده را به لحاظ عدم اعتقاد به مهدورالدم بودن قاتلان، در صلاحيت شعبه‌ى 31 دانسته، نه تنها احكام زندان بايد نسبت به افرادى كه حكم زندان آنها صادر شده - اما برخى اولياى دم مقتولان اعلام گذشت كرده‌اند- و قاتلانى كه هم‌اكنون آزاد هستند، اجرا شود بلكه بايد به نسبت مشاركت بقيه‌ى افراد، حكم جديد صادر شود.
  منبع خبر


 

پروين اردلان به دادياری امنيت دادسرای تهران احضارشد

او بايد ظرف سه روز پس از ابلاغ در دفتر دادياری امنيت حاضر شود. او گفت برگه احضاريه را صبح امروز اول اسفند ماه دريافت کردم. درباره دليل احضارم چيزی در برگه احضاريه قيد نشده است.
  منبع خبر


 

فراخوان کانون وبلاگ نویسان ایران برای نجات جان آقای مهرنهاد وبلاگ نویس بلوچ

کانون وبلاگ نویسان ایران ( پن لاگ) تایید حکماعدام آقای مهرنهاد وبلاگ نویس بلوچ را محکوم میکند و از همه وبلاگ نویسان و آزادیخواهان در ایران و جهان برای نجات جان آقای مهرنهاد کمک می طلبد.
آقای مهرنهاد وبلاگ نویس 28 ساله بلوچ و پدر سه فرزند , تنها جرمش ایجاد یک نهاد قانونی برای جوانان بلوچ بوده است. او پس از ده ماه شکنجه و اسارت به جرم واهی محاربه و ارتباط با گروههای غیر قانونی به اعدام محکوم شده است.
خانواده او معتقد هستند که به آقای مهرنهاد در اثر شکنجه آسیب جدی وارد شده و حکم اعدام برای از بین بردن مدرک جرم صادر شده است با تایید حکم اعدام این حکم هر لحظه ممکن است به اجرا در آید.
کانون وبلاگ نویسان ایران بدعت اعدام وبلاگ نویسان را به شدت محکوم میکندو از همه وبلاگ نویسان دعوت میکند که از روز چهارشنبه اول اسفند به مدت یک هفته نام وبلاگ خود را به "مهرنهاد را آزاد کنید" تغییر دهند .کانون وبلاگ نویسان ایران از وبلاگ نویسان و آزاداندیشان میخواهد که در طول این هفته همه تلاش خود را برای لغو حکم اعدام و آزادی یعقوب مهرنهاد به کار گیرند و با تماس با وبلاگ های دیگر و ارگانهای حقوق بشر در هر شهر و کشوری که هستند از اجرای این حکم ناعادلانه جلوگیری کنند.

. باشد که تلاش همگانی ما انسان بیگناهی را از طناب دار برهاند

کانون وبلاگ نویسان ایران((پن لاگ)
  منبع خبر


 

یک مامور با نفوذ انتظامی قاتل یک دختر دانشجو


مامور انتظامی: قاتل سميه کاکاوند
شهرام رفيع زاده از سایت روز
درحالي که همچنان مسولان قضايي و امنيتي از پاسخگويي درمورد مرگ زهرا بني عامري و ابراهيم لطف اللهي ‏که در بازداشت نيروهاي انتظامي به قتل رسيده اند، سر باز مي زنند، مادر دختر دانشجويي که 29 آذرماه از ‏دانشگاه آزاد شعبه ميبد ربوده شده و سپس به قتل رسيده است، روزگذشته جزئيات تازه اي از ماجراي قتل دخترش ‏را آشکار کرد.‏
مادر سميه کاکاوند، دختر دانشجوي دانشگاه آزاد ميبد يزد با اشاره به اينکه قاتل دخترش از ماموران نيروهاي ‏انتظامي بسيار پرنفوذ است، گفت: "با توجه به اينكه قاتل، مامور يكي از نهادهاي انتظامي و برادرش نيز يكي از ‏مسئولان كميته انضباطي دانشگاه آزاد ميبد است، با استفاده از اين الفاظ كه در شهرستان ميبد داراي نفوذ زيادي ‏است، مرتب دخترم را تهديد به آبروريزي و احضار به كميته انضباطي و اخراج از دانشگاه كرده بود و اين ‏تهديدها ادامه داشته، كه در نهايت نيز در روزي كه قرار بود دخترم به خانه برگردد، وي در مقابل پاسخ منفي ‏دخترم به ازدواج با او، وي را به قتل رساند".‏
مادر سميه درباره شروع مزاحمت هاي قاتل براي دخترش به ايسنا گفت: "روح‌الله.د.ف، قاتل دخترم، چندماه پيش ‏به واسطه همسر برادرش، خانم ليلا.م، از دخترم خواستگاري كرده و اين خانم ادعا كرده بود كه برادر شوهرش ‏‏(روح‌الله) از همسر قبلي‌اش جدا شده، اما خانواده‌اي مذهبي هستند".‏
مادر اين دختر دانشجو با تاييد اينکه قاتل پيش از قتل نيز دخترش را مورد آزار و اذيت قرار داده است، گفت: ‏‏"دخترم پس از تحقيق متوجه شده بود كه فرد مزبور، متاهل و داراي فرزند است. لذا به وي پاسخ منفي داده بود. ‏از آن زمان به بعد، قاتل(روح‌الله)، كه از دانشجويان رشته حقوق همان دانشگاه است، با ايجاد مزاحمت‌هاي مكرر ‏اقدام به تهديد دخترم مي‌كرد و حتي يك‌بار اقدام به خفه كردن دخترم كرده بود و برخي از اساتيد دانشگاه نيز از اين ‏جريان مطلع بودند. روح‌الله او را تهديد كرده بود كه اگر به كسي چيزي بگويد، او را از دانشگاه اخراج خواهد ‏كرد. بنابراين دخترم به من چيزي نگفته بود.من حتي از چگونگي قتل دخترم و يا مكاني كه او را پيدا كرده‌اند، ‏اطلاعي ندارم. اما مي‌دانم كه قاتل دستگير شده و در حال بازجويي و پرونده نيز در دست بررسي است".‏
سميه کاکاوند دانشجوي رشته حقوق دانشگاه آزاد ميبد يزد روز 29 آذر مفقود شد و جسد وي پس از گذشت 20 ‏روز در 18 دي ماه در حوالي‎ ‎جاده بافق ـ يزد ودر 3 کيلومتري دانشگاه ميبد درحالي كه خفه و در گودال‎ ‎کوچکي ‏دفن شده بود توسط عابرين پيدا شد.‏
‎‎سکوت مسولان‎‎
اظهارات مادر سميه کاکاوند درحالي مطرح شده که پيش از اين مقامات مسئول در شهرستان ميبد يزد هيچ گونه ‏اشاره اي به اينکه قاتل، مامور نيروهاي انتظامي بوده و يا اينکه برادر او رييس کميته انضباطي دانشگاه است، ‏نکرده و تنها گفته بودند متهم به قتل يکي از دانشجويان پسر اين دانشگاه است که در رشته حقوق تحصيل مي کند.‏ مقامات دانشگاه ميبد يزد همچنين با اين توجيه که جسد مقتول در جايي خارج از دانشگاه کشف شده از پيگيري ‏ماجرا و پاسخ گويي در اين باره خودداري کرده اند.‏
اين درحالي است که پس از عدم پاسخ گويي مسولان در باره اين حادثه، جمعي از دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي ‏واحد ميبد در اعتراض‎ ‎به مرگ يك دانشجوي دختر اين دانشگاه، در مقابل ساختمان مركزي دانشگاه‎ ‎ميبد، تجمع ‏كردند و خواستار تامين امنيت دانشجويان شدند‏‎. ‎ همچنين تعدادي از دانشجويان‎ ‎دختر ساكن خوابگاه دانشجويان واحد ميبد نيز كه روابط نزديكي با مقتول داشتند، با ‏اشاره به اينكه مسوولان دانشگاه بعد از پيدا شدن جسد ‏‎ ‎سميه" با حضور در خوابگاه دختران، وي را فرزند طلاق ‏و فاقد تعادل روحي و‎ ‎رواني خطاب كرده‌اند، به خبرگزاري ايسنا در يزد گفتند: "مقتوله، دانشجويي با اخلاق و ‏ثبات شخصيت بوده‎ ‎و حرف‌هاي برخي در مورد او، صحيح نيست".‏
مادر سميه نيز با اشاره به سلامت اخلاقي دخترش و اظهارات مسولان دانشگاه گفت: مي‌گويند بچه من بچه طلاق ‏بوده و ثبات شخصيتي نداشته است! درست است كه بچه طلاق بوده، اما خانواده و مادري بيسواد نداشته و داراي ‏ثبات شخصيتي نيز بوده است و اساتيد دانشگاه و دانشجويان دانشگاه نيز اين نكته را تاييد كرده‌اند. در حالي است ‏كه از قاتل، كه دانشجوي همان دانشگاه و برادر يكي از مسوولان كميته انضباطي همان دانشگاه است، هيچ ‏صحبتي به ميان نمي‌آيد.‏
پس از اعتراض دانشجويان وانتشار خبر مرگ اين دانشجو در برخي از رسانه ها، زارع، رئيس دانشگاه آزاد ‏اسلامي واحد ميبد، ضمن خودداري از دادن اطلاعات بيشتر درباره مرگ اين دانشجو گفت: "سميه كاكاوند در ‏بيرون از دانشگاه به‎ ‎قتل رسيده است".‏
ضيايي، مدير امور دانشجويي دانشگاه آزاد ميبد‎ ‎نيز به ايسنا گفت: "سميه كاكاوند دو هفته قبل‌از ناپديد شدنش با ‏هماهنگي‎ ‎خانواده خود مجوز خروج از خوابگاه و سكونت در خانه شخصي را از دانشگاه‎ ‎گرفته بود‎.‎‏"‏‎ ‎
جزييات تازه قتل دختر دانشجوي دانشگاه آزاد ميبد يزد درحالي توسط مادرش آشکار شد که طي چندماه گذشته دو ‏دانشجوي ديگر نيز به روش هاي ديگري کشته شده اند. ‏
پيش از اين زهرا بني عامري دانشجوي رشته پزشکي دانشگاه همدان در 20 مهرماه درحالي که با نامزد خود ‏مشغول صحبت در پارکي بود توسط نيروهاي امربه معروف دستگير و 48 ساعت پس از بازداشت کشته شد.‏
همچنين ابراهيم لطف اللهي دانشجوي رشته حقوق دانشگاه پيام نور سنندج که روز 16 دي ماه توسط نيروهاي ‏امنيتي دستگير شده بود، 9 روز پس از دستگيري در گذشت و مقامات امنيتي شهر سنندج خبر مرگ او را به ‏خانواده اش اعلام کردند. ‏
  منبع خبر


 

باند نظامی – امنیتی با چکمه در "خط امام"

اعلام پیگرد قضایی گردانندگان یک پایگاه اینترنتی وابسته به باند دولتی نظامی – امنیتی، جدال تقسیم قُدرت در جمهوری اسلامی که گرد تقسیم کُرسیهای مجلس آتی مُلاها جریان دارد، شدت تازه ای گرفته است.
وابستگان دولت در پایگاه مزبور، اعتراض نوه آیت الله خُمینی نسبت به جانبداری سرکرده سپاه پاسداران از باند حُکومتی "اصولگرا" را با افشای گوشه هایی از رانت خواری این آقازاده تلافی کرده بودند. این حمله که آشکارا به سفارش و با پُشتیبانی بُلندپایه ترین مقامهای دولتی و نظامی صورت گرفت، فَُرصت مُناسبی را در اختیار باندهای رقیب گُذاشت تا تدارُکات گرایش نظامی – امنیتی در دولت برای به زیر ناخُن کشیدن انحصاری مجلس هشتُم و از این راه حفظ اهرُمهای قدرت تا دستکم شش سال آینده را زیر ضرب بگیرند.
حمله باند نظامی - امنیتی به نوه ی برپاکُننده جمهوری اسلامی، عزم این جریان برای کنار زدن همه ی موانعی که بر سر راه این هدف قرار گرفته و قُربانی کردن تابوهای مُورد توافُق "نظام" را به نمایش گُذاشته است. از این زاویه، باند مزبور به دُرُستی می تواند ادعا کُند که در "خط امام" گام می زند و آموزه های ماکیاولیستی آقای خُمینی را که دُروغگویی، عهد شکنی، خیانت به نزدیکان خود و سوواستفاده از مذهب را به اصول قُدرت ورزی بدل ساخته بود، به خوبی فرا گرفته است.
تمام برآشُفتگی باندهای رقیب این جریان، از گُسترش سیاست مزبور به کارتل "یاران و شاگردان امام" سرچشمه می گیرد؛ جایگاهی که به زبان دیگر، به آدرس میراث بران "انقلاب اسلامی" اشاره می کند. یورش جدید باند دولتی نظامی – امنیتی بیانگر آن است که سرپرستی قبر و جنازه سیاسی آیت الله خُمینی، دیگر شرطهای کافی برای نصیب بُردن از مُرده ریگ او به حساب نمی آیند.
  منبع خبر


 

165 روز بلاتکلیفی یک دانشجوی زندانی در بند 209


میثاق یزدان نژاد دانشجوی 21 ساله که روز 18 شهریور 1386 با یورش مامورین وزارت اطلاعات به منزلش دستگیر و به بند 209 اوین منتقل شده همچنان بلاتکلیف است. او نزدیک به 90 روز در سلولهای انفرادی بند 209 اوین زندانی بود و در طی این مدت تحت شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی قرار داشت.
میثاق یزدان نژاد از بیماری حادی رنج می برد و می بایست داروهای خود را در زمان تعین شده مصرف کند ولی بازجویان برای تحت فشار قرار دادن او از دادن دارو به وی خوداری می کردند و به این دلیل وضعیت جسمی اش به وخامت گرایید و تا به حال جندین بار در بهداری زندان بستر ی شده است. او در حال حاضر 165 روز است که در بند مخوف 209 زندان اوین زندانی است.
  منبع خبر


 

ديوارى بين دختران و پسران دانش آموز در ايران

سارا پناهى:دختران و پسران دانش آموز در ايران سر يک کلاس درس نمى نشينند. بين مدرسه هايشان فاصله زياد است و تا پيش از ورود به دانشگاه با يکديگر در محيط آموزشى رسمى آشنا نمى شوند. با وجود اين هنوز کسى نتوانسته بر اساس اين اصل نظام هستى که بلوغ فيزيولوژيک دختران زودتر از پسران اتفاق مى افتد حکم به جدايى نظام تعليم و تربيت بر اساس جنسيت بدهد. اما وزير جديد آموزش و پرورش شايد تنها کسى است که پيشنهاد و برنامه ريزى براى تفکيک کتاب هاى درسى و حتى مقاطع تحصيلى دختران و پسران را با دلايل متناقض بسيار مطرح مى کند و يکسان بودن برنامه هاى تعليم و تربيت ميان دختران و پسران را دستاورد استعمار مى داند. ايران کشور شگفتى ها است و تنها کشورى است که در آن مقوله آموزش از پرورش جداست و حالا هم تنها کشورى خواهد شد که کتاب هاى درسى متفاوتى براى دختران و پسران تاليف مى کند. ادامه در....
  منبع خبر


 

راهپيمائی اعتراض آميز کارگران در قزوين

کارگر شرکت "پوشينه بافت" قزوين در اعتراض به عدم دريافت شش ماه حقوق و ساير مزايای شغلی از شهرک صنعتی قزوين تا اداره کل صنايع ومعادن در مرکز استان راهپيمائی اعتراض اميز بر پا کردند. "عيدعلی کريمی " فعال کارگری در قزوين گفت: کارگران در اين راهپيمائی با سر دادن شعارهای اعتراض آميز خواهان رسيدگی سريع مسوولان استان به مشکلات حقوقی و شغلی و برخورد قاطع با مديريت اين واحد توليدی شدند. اوگفت: با توجه به نزديکی سال نو و مشکلات عديده مالی کارگران ادامه اين اعتراضات و اعتصابات دور از انتظار نخواهد بود.
  منبع خبر


 

6 نفر صبح امروز در زندان اسلام آباد زنجان اعدام شدند

صبح امروز با حضور اولياى دم، مسئولان استانى و قضايى 6 نفر از سارقان مسلح سال گذشته بازار زنجان به دار مجازات آويخته شدند. به گزارش خبرگزارى فارس از زنجان، حكم اعدام در زندان اسلام آباد زنجان به اجرا درآمد.
  منبع خبر


 

حکم شلاق برای فعالان کارگری سنندج

اعتراض هر چه گسترده تر به حکم وحشيانه و ضد انسانی دادگاه تجديد نظر رژيم در مورد فعالان کارگری سنندج, حمايت از حق بديهی کارگران ايران در برگزاری مستقل راهپيمايی اول ماه مه, تشکل مستقل صنفی و طبقاتی, پرداخت به موقع دستمزدها, انعقاد قراردادهای دسته جمعی کار, حداقل دستمزد مطابق با نرخ تورم و ساير مطالبات بنيانی کارگری است. ادامه در....
  منبع خبر


 

نقض گسترده حقوق بشر در ايران

فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی گزارش ماهانه(بهمن 1386) در مورد نقض گسترده، مستمر و برنامه ريزی شده حقوق بشر در ايران نهادهای مدافع حقوق بشر ! ايرانيان مدافع حقوق بشر ! در اين گزارش بخش بسيار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ايران را که توسط اين شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانيم: بين المللی: 1 ـ اتحاديه اروپا از ايران بخاطر اجرای مجازات اعدام از طريق سنگسار و به صورت پرتاپ از بلندی انتقاد کرد. اتحاديه اروپا ضمن ابراز ناخشنودی از افزايش شمار صدور احکام اعدام و اجرای آن ، دولت ايران را فرا خواند اين رويه را متوقف کند. در ماه های اخير اين دومين بار است که اتحاديه اروپا به اعدامها در ايران ، بويژه اعدام کودکان اعتراض می کند. ( دويچه وله 5/11/86 ) 2 ـ سازمان عفو بين الملل در رابطه با بازداشت 300 ترکمن در در استان گلستان طی اطلاعيه ای از مقامات دولت ايران خواست در مورد عدم شکنجه و بد رفتاری با بازداشت شدگان اطمينان بدهند. همه بازداشت شدگان بلافاصله با ضمانت آزاد شوند. از حق انتخاب وکيل ، ملاقات با خانواده و دسترسی به پزشک برخوردار باشند. يکی از بازداشت شدگان حاج امان خديور برادر حسام الدين خديور می باشد که در 12 دی ماه بر اثر تيراندازی ماموران حراست دريا کشته شد.( ساوالان سسی 9/11/86)ادامه در....
  منبع خبر


Tuesday, February 19, 2008
 

اعطای ۳ جایزه به زندان های جمهوری اسلامی ایران

سخنگوی قوه قضاییه با بیان به جایگاه مناسب ایران از نظر زندان ‌ها در دنیا گفت: کسب سه‌ جایزه از هشت جایزه بین‌المللی در بخش زندان‌ها از افتخارات بزرگ ایران به شمار می‌رود.



علیرضا جمشیدی، پنجشنبه در مراسم افتتاح فاز نخست زندان شهرستان نی‌ریز استان فارس اظهارداشت: از بین ۴۳ کشور دنیا، سه جایزه‌ به دلیل بهداشت، درمان و عدالت در بین زندانیان به ایران تعلق گرفت.



وی با بیان اینکه زندان باید به عنوان یک محل انسان‌سازی و تربیت انسان باشد، گفت: اگر بنا باشد زندان‌های ما حالت انبار داشته باشد و ما نیز انباردار باشیم، چه فرقی بین ما و کشورهای دیگر وجود دارد؟



لازم به ذکر است سخنگوی قوه قضاییه اطلاعاتی بیشتری در خصوص ارگان اعطا کننده جوایز و زمان اهدای این جوایز به ایران و… ارائه نداده است.



این خبر در حالی از سوی جمشیدی عنوان می شود که بسیاری از زندانیان زندان گوهردشت اخیرا در اعتراض به نبود امکانات اولیه در این زندان دست به اعتصاب غذا و دوختن لبان خود کرده اند.
  منبع خبر


 

حکم اعدام یک روزنامه نگار و فعال مدنی در زاهدان تایید شد


قوه قضائیه جمهوری اسلامی امروز خبر صدور حکم اعدام برای یعقوب مهرنهاد، روزنامه نگار و فعال مدنی در زاهدان را تائید کرد.
سحنگوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی با تائید حکم اعدام برای این روزنامه نگار و فعال مدنی ادعا کرد "این حکم بدلیل ارتباط او با گروه جندالله صادر شده است."
یعقوب مهرنهاد در دادگاهی غیرعلنی و بدون وکيل مدافع محاکمه شده است.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، یعقوب مهرنهاد یک روزنامه نگار و فعال مدنی است و دبیر انجمنی با نام “جوانان صدای عدالت” و سرپرست روزنامه “مردم سالاری” در استان سیستان و بلوچستان بوده است.
انجمن صدای عدالت، نهادی مدنی، مستقل و مردمی بود که با اخذ اعتبارنامه از سازمان ملی جوانان از سال ۱۳۸۱ فعالیت خود را آغاز کرد. این انجمن که از دانشجویان و جوانان سیستان و بلوچستان تشکیل گردیده است، در جهت ارتقا سطح آموزشی و فرهنگی مردم استان و کمک به مردم محروم و فقیر تلاش می کرد.
یعقوب مهرنهاد بیش از ۵ ماه در بازداشتگاههای وزارت اطلاعات به سر برده و پس از آن به مدت ۲ ماه بدون هیچ حکمی در زندان مرکزی زاهدان زندانی شد. در چهارم دی ماه دادگاه وی تشکیل شده و پس از محاکمه به جای صدور حکم و علی رغم گفته قاضی پرونده مبنی بر صدور حکم طی ۱۰ روز، مجددا وی را در تاریخ ۱۵/۱۰/۸۶ برای اخذ اعترافات اجباری و ایجاد سناریوی ساختگی، به بازداشتگاه اطلاعات انتقال داده اند.
در آخرین ملاقات یعقوب میرنهاد با یکی از اقوامش در ۲ ماه پیش، آثار شکنجه بر سر، صورت و بدن وی آشکار بوده و او به شدت دچار کاهش وزن شده بود.
اعضای خانواده یعقوب مهرنهاد معتقدند که حکم حقیقی دادگاه، حکم اعدام نبوده و احتمالا در اثر شکنجه و ضرب و شتم یعقوب، مشکلی برای وی پیش آمده و برای سرپوش گذاشتن بر این ماجرا این حکم صادر شده است تا با یک صحنه نمایشی اعدام در محوطه زندان از افشای شکنجه های وارده بر یعقوب جلوگیری شود.
  منبع خبر


 

درباره نگارش کتاب های دو گانه براساس جدايی جنسی

از آقاى على احمدى سرپرست فعلى و وزير پيشنهادى آموزش و پرورش سخنانى مبنى بر تغيير کتب درسى براساس جنسيت دانش آموزان نقل شده که قابل تامل است. مبناى نظر ايشان تفاوت در ويژگى ها و نيازهاى عقلانى فکرى و روحى پسران و دختران در شرايط سنى مشابه است. در مورد اين نظريه مطالب و پرسش هاى بسيارى مى توان طرح کرد که بد نيست به چند نمونه از آن به اختصار اشاره يى داشته باشيم. 1- حيطه شمول اين نظريه تا کجاست؟ آيا تمام دروس را در بر مى گيرد يا فقط تعدادى از آنها را؟ اگر روى اين سخن تنها به چند درس و حيطه خاص معرفتى برمى گردد و عموميت ندارد، آنگاه ملاک انتخاب چيست؟ چگونه مى توان مشخص کرد که دختران و پسران مثلاً در يک حيطه خاص دانش تفاوت عقلى دارند و در حيطه ديگر ندارند؟ آيا تاکنون در اين زمينه کارى علمى و پژوهشى صورت گرفته است؟ اما اگر اين نظريه در برگيرنده همه علوم است (که سياق جملات ايشان مويد اين مطلب است) آنگاه بايد پرسيد مثلاً تفاوت رياضيات، هندسه، فيزيک، شيمى تاريخ و... دخترانه و پسرانه در چيست؟ و به راستى کدام صاحب نظر مثلاً در رياضيات اعتقاد به هندسه دخترانه و پسرانه دارد؟ تا چه اندازه با صاحب نظران و اساتيد و نويسندگان کتب درسى و معلمان در اين مورد صحبت و همفکرى شده است؟ 2- در اينکه زن و مرد داراى برخى ويژگى هاى فيزيولوژيک خاص خود هستند، شکى نيست. به تبع اين تفاوت ها آيا بايد در همه زمينه ها بين اين دو جنس اختلاف و تمايز وجود داشته باشد؟ مثلاً آيا بايد دو نوع تغذيه متفاوت داشته باشيم؟ (غذاى مردانه و غذاى زنانه) يا اين دو بايد از دو نوع هواى متمايز استنشاق کنند؟ قواعد راهنمايى و رانندگى آنها بايد متفاوت باشد؟ و... 3- آيا اين نظريه در سطح آموزش و پرورش باقى مى ماند يا آموزش عالى را نيز در برمى گيرد و کتب درسى و منابع و مراجع دانشگاهى نيز بايد متمايز شوند؟ 4- يک نظريه علمى در بسترى تحقيقاتى و فضايى پژوهشى که پارادايم حاکم برآن نقد انديشه ها است شکل مى گيرد. يعنى شخصى که متخصص موضوعى است نظريه مربوطه را بيان مى کند و سپس آن نظريه در يک فضاى آزاد مورد نقد و بررسى قرار مى گيرد و پس از بررسي، اصلاح، تاييد و به مرحله اجرا درمى آيد. آيا اين نظريه اين ويژگى ها را دارد و اين مراحل را طى کرده است، يا فى البداهه و خلق الساعه است؟ آيا از معلمانى که بالطبع مجرى اين طرح اند نظرخواهى شده است؟ فردا که آقاى على احمدى از آموزش و پرورش به جاى ديگرى رفت و اين طرح در اجرا به شکست رسيد، چه کسى پاسخگوى معضلى است که به اين آموزش و پرورشى که ايراد و مشکل از سر و صورتش بالا مى رود تحميل شده است؟ 5- به نظر مى رسد اين نظريه عجيب چندان قابل اجرا نباشد و نمى توان خيلى آن را جدى گرفت در عين حال بهتر است چنانچه مسوولان مربوطه بر اجراى آن اصرار و تاکيد داشته باشند لااقل آن را در محدوده کوچکى مورد آزمون قراردهند و بعد از نقد و ارزيابى تجربى و علمى در مورد آن تصميم نهايى گرفته شود.
  منبع خبر


 

به خاطر نداشتن جوراب تا حد مرگ کتکمان زدند!

سارا لقايی:خواهرم را به خاطر نداشتن جوراب گرفته بودند و می خواستند لباسش را بگيرند. وقتی مقاومت کرد، چهار پنج نفری ريختند سرمان و تا حد مرگ کتکمان زدند. الناز معلمی است که به بهانه آنکه پای خواهرش جوراب نبوده در راستای طرح ارتقا امنيت اجتماعی کتک خورده است. او داستان را اينگونه بازگو می کند: "خواهرم تماس گرفت و گفت به خاطر اينکه جوراب نداشته بازداشت شده و من بايد برايش جوراب بياورم تا آزادش کنند. من برای آزاد کردنش با جوراب و کارت ملی به کلانتری رفتم اما کارت ملی را از من قبول نکردند و گفتند بايد شناسنامه اش را ببرم و اين کار بايد قبل از ساعت 9 صورت بگيرد و گرنه شب را به حالت بازداشت پيش آنها خواهد ماند. در اين بحث ها اتفاق ديگری افتاد. آنها از خواهرم خواستند لباسش را که بلوز دامن گشادی بود که به عنوان لباس ملی شناخته می شود پيش آنها بگذارد." خواهر الناز مقاومت می کند و می گويد به خاطر نداشتن جوراب بازداشت شده و لباسش مورد تاييد همه مراجع بوده و به عنوان لباس ملی شناخته شده است. اما جواب می شنود که هر کس اينجا می آيد بايد لباسش را بگذارد. "به خواهرم گفتند اگر لباسش را تحويل ندهد شب بايد بماند. خواهرم قبول کرد. در اين لحظه مامور زنی که داشت با او صحبت می کرد از اتاق بيرون رفت و چهار پنج مرد لباس شخصی وارد اتاق شدند. اول توی صورت خواهرم زدند، من به نشانه اعتراض جلو رفتم و شروع کردند به کتک زدن هر دوی ما. حسابی کتکمان زدند. شب را در بازداشتگاه گذرانديم و صبح روز بعد پيش قاضی رفتيم. خواهرم گفت: آقای قاضی لباس من چه ايرادی دارد؟ قاضی گفت: هيچ. من گفتم: پيدا بودن پا از مچ پا به پايين چه ايرادی دارد؟ گفت: من اين چيزها را نمی دانم." الناز توضيح می دهد که وقتی به دادگاه رفته چادر سرش کرده اند اما به خواهرش اجازه داده اند با همان لباس در دادگاه حاضر شود، چون لباس او مورد تاييد ماموران بوده است. آثار کبودی روی بدن هر دو خواهر ديده می شد. همه ناخن های الناز شکسته بود و در ناحيه سر و قفسه سينه احساس درد می کرد. دو خواهر شکايت کردند و ضرب و شتم آنها توسط پزشکی قانونی تاييد شد. خانواده الناز شکايت کردند. پرونده آنها در جريان است اما خبر تازه ای از پيشرفت آن نيست.
  منبع خبر


 

حامی علنی آپارتايد جنسی در نظام آموزشی وزير آموزش و پرورش شد

علی احمدی, فردی که به دنبال کنار گذاشته شدن فرشيدی از آموزش و پرورش به عنوان سرپرست اين وزارتخانه از سوی احمدی نژاد معرفی شده بود, با رای مجلس به عنوان وزير آموزش و پرورش تعيين شد. به گزارش ايسنا عليرضا علي‌احمدي، با كسب 133راى موافق، 92 راى مخالف و 29 راى ممتنع توانست تصدى پست وزارت آموزش و پرورش را به دست آورد و در اين وزارت ‌خانه ماندگار شود. گفتنی است علي‌احمدى كه دهمين وزير آموزش و پرورش در رژيم جمهوری اسلامی است آشکارا مدافع آپارتايد جنسی در نظام آموزش و بسط و گسترش آن است. وی اخيرا در نشستی با عنوان "زن و سلامت معنوی" آموزش يکسان دختران و پسران را "دستاورد استعمار" ناميده بود.
  منبع خبر


Monday, February 18, 2008
 

شارون استون ستاره هاليوود:زمانی که جنگ را انتخاب می کنيم بايد متوجه باشيم که جنايت، خونريزی و شکنجه را انتخاب کرده ايم


شارون استون ستاره هاليوود با اظهار تاسف از سياست های اعمال شده آمريکا در عراق و افغانستان گفت: فاجعه يازده سپتامبر نبايد از سوی ايالات متحده به عنوان دستاويزی برای آغاز جنگ عليه افغانستان و عراق قرار می گرفت. استون در مصاحبه با روزنامه سعودی الحيات چاپ لندن افزود: زمانی که جنگ را انتخاب می کنيم بايد متوجه باشيم که جنايت، خونريزی و شکنجه را انتخاب کرده ايم. توجه به مرگ 4 هزار سرباز آمريکايی و بی توجهی به مرگ 600 هزار عراقي، احساس دردناک فراوانی را در من ايجاد می کند. جنگ، يک فيلم سينمايی نيست. جنگ تراژدی برجای گذاشتن قربانيان، معلولان، يتيم ها، بيوه ها و افراد بی خانمان است. اين مصاحبه زمانی که شارون استون در چهارمين فستيوال بين المللی فيلم در امارات متحده عربی شرکت کرده بود، از وی به عمل آمد.
  منبع خبر


 

اعتراض به ادامه بازداشت های خودسرانه از سوی دستگاههای سرکوبگر رژيم

كميته پي‌گيری بازداشت‌های خودسرانه كه در گذشته با نام کميته تلاش برای آزادی بازداشت شدگان خودسرانه سياسی و عقيدتی فعاليت مي‌كرد، در يازدهمين اطلاعيه خود، با اعلام اسامی برخی از بازداشت شدگان، خواستار رسيدگی به وصعيت ايشان شد. متن كامل اطلاعيه به شرح زير است: اخبارى كه از وضعيت زندانيان سياسي، به‌ويژه در شهرستانها در دست است حاكى از برخوردهايى ناعادلانه و رفتارهايى بعضاً بسيار خشن است كه اين عمل خودسرانه در بازداشتگاه‌هاى استان‌هاى مرزي، نمود بيشترى دارد. برخى اخبار نگران‌كننده عبارتند از: 1- بازداشت فاطمه گفتارى مادر ياسر گلى(زندانى سنندجى)، حبيب‌الله لطيفي، بختيار مرادي، مظفر كاظمي، نظير شاكري، عثمان ايوب‌پور و فرهاد ايوب‌پور در سنندج و تهديد شدن تعدادى از وكلاى مدافع كردستان به قبول نكردن وكالت كردها. 2- گرفتن اقرار اجبارى از زندانى مبنى بر همكارى با گروه‌هاى تجزيه‌طلب (اخبار مشابهى در مورد هانا عبدى و روناك صفازاده از سنندج شنيده شده است). 3- بازداشت ياسر ستوان (معلم ايرانشهرى) و يعقوب مهرنهاد (فعال اجتماعى ساكن سيستان و بلوچستان) و انتساب اتهامات بسيار سنگين به آنان. 4- فشار بر بازداشت شده براى اعتراف به همكارى با امريكا (اخبار مشابهى در مورد سعيد متين‌پور و برخى ديگر از بازداشت شدگان زنجان شنيده شده است). 5- بازداشت راحله عسكري‌زاده و نسيم خسروى فعالان كمپين يك‌ميليون امضاء در تهران. 6- وخامت شديد وضعيت جسمانى برخى زندانيان سياسى از جمله مصطفى علوى در زندان گوهردشت، محمود صالحي، فعال كارگرى در كردستان و نيز وخامت حال روحى و جسمى روحانى اهل تسنن، ايوب گنجى كه به تازگى آزاد شده است. 7- بازداشت سلام نباتى و جمشيد بهرامى در مريوان كه پس از آن تعداد ديگرى نيز در همين شهر بازداشت شدند و فرزاد كمانگر (معلم كاميارانى) كه تحت فشار شديد قرار گرفته است. 8- تهديد كردن برخى خانواده‌ها به صحبت نكردن با ديگران در خصوص وضع زنداني‌شان (اخبار مشابهى در مورد خانواده بعضى از زندانيان كرد و از جمله خانواده مرحوم ابراهيم لطف‌اللهى و برخى فعالان چپ و اقليت‌هاى قومى شنيده شده) و در برخى موارد منجر به آن شده است كه بسيارى از خانواده‌هاى دانشجويان آزاد شده به شدت از بازگوكردن آنچه بر فرزندانشان گذشته است هراس داشته باشند. 9- بازداشت ساناز اللهيارى و مرتضى اصلاحچى در تهران در ادامه‌ى بازداشت‌ دانشجويان چپ و سلمان يزدان‌پناه در ارتباط با تجمع اخير كوى دانشگاه تهران. 10- بي‌اطلاعى يك‌ماهه از تعدادى از بازداشت‌شدگان تركمن، بي‌خبرى تقريباً يكماهه از حشمت‌الله طبرزدي، صدور قرارهاى سنگين تا 500 ميليون تومان براى شمارى از بازداشت‌شدگان زنجان و تهران، صدور احكام ‌سنگين‌ براى برخى فعالان سرشناس كه فقط اجراى آنرا فعلاً به‌حالت تعليق نگهداشته‌اند؛ از جمله عليرضا هاشمي، عضو شوراى مركزى سازمان معلمان ايران كه به سه سال حبس تعريزى محكوم شده و تعداد ديگرى از فعالان معلمان كه به حبس‌هاى تعليقى از يك تا پنج سال محكوم شده‌اند و نيز هادى قابل از مدرسين حوزه علميه كه به سه‌سال و چهار ماه حبس تعزيرى و خلع لباس محكوم شده است. افزون بر نمونه‌هاى فوق و نيز مواردى كه در گوشه و كنار كشور اتفاق مي‌افتد و اين كميته هنوز از آنها اطلاعى دريافت نكرده است، حادثة هولناك مرگ مشكوك زهرا بني‌يعقوب در همدان، ابراهيم لطف‌اللهى در سنندج و فرزاد قبادى در كرمانشاه فاجعه‌اى دردناك در بازداشتگاه‌هاى ايران است. كميته‌ پي‌گيرى بازداشت‌‌هاى خودسرانه كه در گذشته با نام کميته تلاش برای آزادی بازداشت شدگان خودسرانه سياسی و عقيدتی فعاليت مي‌كرد ضمن تأكيد و يادآورى مواردى كه در 10 اطلاعيه قبلى به استحضار ملت شريف ايران رسانده است به مسئولان ذيربط هشدار جدى مي‌دهد تا به هوش باشند كه ادامه‌ى چنين برخوردهاى خشن مي‌تواند منجر به عكس‌العملهاى پيش‌بينى نشده‌اى شود. بديهى است برخورد حكومت با چنين عكس‌العمل‌ها، هزينه‌هايى بسيار سنگين براى كشور خواهد داشت و ظرفيت آنرا دارد تا به حركت‌هايى كور و غير قابل كنترل منجر ‌شود. چنين تنش‌هايى مسلّماً به زيان منافع ملى و تماميت ارضى ايران است و بيشترين سود آن نصيب سلطه‌گران جهانى خواهد شد. 28/11/1386 گفتنی است رونوشت اين اطلاعيه به رياست محترم قوه قضاييه، رييس كل دادگسترى استان تهران، رييس كل دادگسترى استان كردستان، ستاد حقوق بشر قوه قضاييه، هيات نظارت بر حفظ حقوق شهروندي، رياست ديوانعالى كل كشور، دادستان كل كشور، كميسيون امنيت ملى مجلس شوراى اسلامى و كميسيون اصل نود مجلس شوراى اسلامى ارسال شده است.
  منبع خبر


 

مجازات لباس زنانه بر تن شرور و در شهر چرخاندن توهين به ۳۵ ميليون زن ايرانى است

زمانى كه سايت رسمى نيروى انتظامى روى خروجى خود خبرى قرار داد مبنى بر اينكه پسر شرور را در طرح امنيت اجتماعى بازداشت كردند و براى مجازاتش لباس زنانه بر تنش كردند و در شهر چرخاندند ياد جمله هاشم شاهرودى افتادم جمله اى كه به مشهورترين اظهار نظر هاشمى شاهرودى پس از تكيه زدن بر مسند رياست قوه قضاييه گفته شد:(ويرانه اى از قوه قضاييه تحويل گرفتم)و ناخوداگاه به خود گفتم بر سر اين ويرانه چه امده است كه قضاتش براى تنبيه مجرمان به ۳۵ ميليون زن ايرانى كه در اين كشور زندگى ميكنند توهين مى كنند. جداى از اين كه جوانى پرخاشگر را به جرم اوباش بودن بازداشت كردن و به جاى محاكمه و تنبيه او را در شهر بچرخانيد چه اثرات مخربى دارد . سوال من اين است مقام قضايى كه دستور داد لباس زنانه بر تن اين پسر جوان بكنند و در شهر بچر خانند ايا خود در محل حضور داشت و ديد چشمان بهت زده زنان و دختران جوانى را كه به تماشاى تحقير خودشان نشسته بودند . اولين سوالى كه در ذهن اين دختران ايجاد شد اين بود كه گناهمان چه بود زن افريده شديم ؟ چرا زن بودن جرم است. توهين است . تحقير است و لباس زنانه با افتابه مقايسه مى شود. انها هرگز به مجازات جوان خطا كار فكر نكردند. جناب اقاى شاهرودى مگر شما نبوديد كه گفتيد حقوق شهروندان بايد محترم شناخته شود ،مگر شما نبوديد كه گفتيد شهروند درجه يك و دو نداريم چه شده است كه در دستگاهى كه شما رياستش را بر عهد داريد زن بودن را تحقير به شمار مى اورند. زنان ايران در طول تاريخ ثابت كردند كه براى گرفتن حقوقشان و محترم شمردن اين حقوق هر تاوانى را مى پذيرند اما اجازه نمى دهند كسى انها را تحقير كند. اين زنان مبارزه كردند حق راى به دست اوردند ، مبارزه كردند و مدارج علمى را تا سطوح بالا طى كردند و شاهد اين مدعا ورود ۶۰ درصدى دختران به دانشگاههاست . ادامه در ....
  منبع خبر


 

دانشجوی کرد بدون حضور وکیل و به صورت غیرعلنی دادگاهی شد

"سهراب کریمی"، دانشجوی کرد و عضو اتحادیه دموکراتیک دانشجویان کرد، بدون حضور وکیل و بصورت غیرعلنی دادگاهی شد.
گزارش دریافتی: کریمی که پس از سخنرانی در مراسم تریبون آزاد اعتراضی 16 آذر امسال در دانشگاه تهران و به همراه 3 تن از فعالین دانشجویی کرد دیگر دستگیر و روانه بند 209 زندان اوین شده بود، روز شنبه گذشته و علیرغم عدم اطلاع از اتهامات و آگاهی خود و خانواده اش، به صورت پنهانی و بدون حضور وکیل مدافع دادگاهی شد.
بر اساس گزارشات رسیده، منابع مطلع از خانواده سهراب کریمی، از فعال دانشجوی بازداشت شده کرد اظهار داشته اند که نامبرده روز پنجشنبه گذشته و در طی تماس تلفنی کوتاه مدتی به خانواده خود اطلاع داده است که وی در روز شنبه گذشته بدون اطلاع خود و حضور وکیل مدافع در دادگاهی فرمایشی محاکمه شده است بدون آنکه اتهامات وی آشکار باشد و از طرف دیگر تلاش خانواده این دانشجوی دربند برای آگاهی بیشتر از اتهامات، وضعیت جسمی و ملاقات با وی نتیجه ای دربر نداشته است.
این گزارشات درحالی منتشر میشود که "جواد علیزاده" فعال دانشجویی بازداشت شده با دانشجویان کرد، دیروز یکشنبه با تامین وثیقه 80 میلیون تومانی به طور موقت آزاد شده است. از طرف دیگر از سرنوشت و وضعیت جسمانی و حقوقی دانشجوی بازداشتی دیگر کرد "محمد صالح عیومن" هیچ اطلاعی در دست نیست.
شایان ذکر است که پس از انجام مراسم تریبون آزادی در دانشگاه تهران به مناسبت 16 آذر، سه دانشجوی کرد سخنران این مراسم به نامهای "سهراب کریمی" دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی در دانشگاه تهران، "فرشاد دوستی پور" دانشجوی مهندسی مکانیک دانشگاه همدان، "محمد سالح عیومن" دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه تهران به همراه "جواد علیزاده" دانشجوی ایرانی کارشناسی ارشد حقوق بشر از دانشگاه علامه دستگیر و روانه بند 209 زندان اوین شده بودند.
در طی دو هفته گذشته و پس از سپری شدن بیش از دو ماه از بازداشتشان؛ جواد علیزاده با وثیقه 80 و فرشاد دوستی پور با وثیقه 50 ملیون تومانی آزاد شده اند و دو دانشجوی دیگر کرد هنوز در شرایط نامعلومی به سر میبرند.
  منبع خبر


 

طرح تفکیک جنسیتی این بار در کیوسک های تلفن

سایت حکومتی فردا: امروز یکی از روزنامه های اصولگرا در ستون پیام های تلفنی به نقل از یکی از خوانندگان خود از اجرای طرح تفکیک جنسیتی در شهر مقدس قم خبر داد. در این پیام آمده است که یک طرف کیوسک های تلفن های عمومی مرده ها می ایستند و طرف دیگر ... !
گفتنی است طرح جداسازی زنان و مردان در اتوبوس ها و مترو و نیز طرح هایی از قبیل تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها و ادارات و اخیرا نیز بحث تفکیک جنسیتی در کتب درسی با واکنش اعتراض آمیز رو به رو بوده است.
  منبع خبر


 

بازداشت یک فعال سیاسی در تهران

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
احمد دانش پذیر، فعال و تحلیل گر مسائل سیاسی سه شنبه گذشته در منزلش در تهران بازداشت شده است.
به گفته ی خانواده ی این فعال سیاسی، مأموران لباس شخصی روز سه شنبه با ورود به منزل او، ضمن تفتیش منزل و ضبط کتاب ها، دست نوشته ها و کامپیوتر، اقدام به بازداشت وی نمودند.
گفتنی است از زمان بازداشت، تاکنون "دانش پذیر" هیچ گونه تماسی را با منزل برقرار نکرده است.
منابع آگاه احتمال می دهند، وی به بند 209 زندان اوین انتقال یافته باشد.
  منبع خبر


 

تصویر: فوتبال زنان در ایران و افغانستان


عکس بالا فوتبال زنان ایران و تصویر زیر هم مربوط به فوتبال زنان در افغانستان است:
  منبع خبر


 

کاریکاتور؛ جنبش زنان


طی خبری یکی از نمایندگان زن مجلس هفتم اظهار داشت:نمایندگان جنبش زنان با ما ارتباط برقرار نکردند
  منبع خبر


 

سال 1387، سال ميراث های فرهنگی و طبيعی ايران نام می گيرد


به پيشنهاد بنياد ميراث پاسارگادسال 1387، سال ميراث های فرهنگی و طبيعی ايران نام می گيرد
بنياد ميراث پاسارگاد، به دو دليل، سال 1387 خورشيدی را «سال ميراث های طبيعی و فرهنگی ايران» می نامد:

. انسان متمدن و پيشرفته ی امروز به خوبی دريافته است که تنها اهميت دادن به مجموعه ای متشکل از آزادی و صلح و حقوق بشر گرفته تا مبارزه با تبعيض های نژادی و جنسيتی، فقر، بی عدالتی، و بالاخره کوشش در راستای حفظ و اهميت ميراث های فرهنگی و طبيعی است که تفاوت معنوی و شگرف او را نسبت به انسان سرآغاز تاريخ تا پايان قرون وسطی آشکار می سازد. او، با اين که مغرور به داشتن بالاترين تکنولوژی طول تاريخ است، به خوبی دريافته که بهره وری از اين تکنولوژی تنها در سايه ی درک، و تبادل ارزش های فرهنگی بشری امکان پذير است و بس؛ و بدون اين امور او هيچ برتری و پيشرفت واقعی انسانی و معنوی نسبت به دوران بربريت نخواهد داشت. و چنين است که ميراث های فرهنگی، تاريخی و طبيعی همه ی جوامع اکنون در زمره ی سرچشمه های ارزش های فرهنگی و دست آوردهای معنوی مردمان جهان قرار گرفته و حفظ و نگاهداری از آن ها از وظايف و حقوق مسلم و جدی هر انسان متمدنی است.ادامه در...
  منبع خبر


 

برگزاری جشن طلاق در عربستان

به گزارش سرویس بین الملل برنا به نقل از سویس اینفو، در این کشور برگزاری جشن هایی مانند جشن ازدواج در میان زنان مطلقه رواج چشمگیری یافته است. به همین دلیل این زنان خواستار اجاره سالن های بزرگ برای اجرای این جشن ها هستند.
یکی از این زنان در گفتگو با یک روزنامه چاپ ریاض گفت: من به مناسبت جدایی ام 100 کارت دعوت برای دوستانم فرستادم.
وی در ادامه افزود: با این کار می خواهم به دوستانم نشان دهم که از دست همسرم رهایی یافته ام.
به گفته یک زن مطلقه 24 ساله دیگر، زندگی مشترک وی آنچنان وحشتناک بوده که وی تصمیم گرفته رهایی خود از این کابوس را در اولین فرصت با آشنایانش جشن بگیرد. به اعتقاد او زنان مطلقه با این کار می خواهند به دیگران و بویژه به مردان بفهمانند که اوضاعشان بسیار خوب است و نیاز به همدردی کسی ندارند.
زنان در عربستان به شدت تحت تملک مردان خانواده قرار داشته و پس از جدایی از شوهران خود دچار معضلات فراوانی در این جامعه مردسالار می شوند. بسیاری از این زنان بدلیل نداشتن پشتوانه اجتماعی مجبورند پس از جدایی به خانه پدری خود بازگردند. این در حالی است که طبق قوانین این کشور مردان مجازند با چهار زن ازدواج کنند و حق طلاق نیز با آنان است.
در سال های اخیر آمار طلاق در عربستان به شدت افزایش یافته بطوریکه میزان طلاق ها نسبت به موارد ازدواج از 19 درصد در سال 2002 به 35 درصد در سال گذشته رسیده است.
  منبع خبر


 

نامه یک زندانی اعتصابی به مسئولين حکومت جمهوری اسلامی

من، بابک دادبخش که 37 روز است در زندان رجايي شهر لبهايش را دوخته و غذا نميخورد ولي عليرغم اين شکنجه هنوز عدالت به سراغ او نيامده هستم ، آنهم در سرزميني که کلکسيوني از نائبين بر حق و ولي امر مسلمينها و اميرالمومنين هاي زمان و ولي فقيه ها زندگي ميکنند . که حتي وقتي حرف حق و نا حق ميشود و بي عدالتي در زمانشان ، در اعتراض به چنين ادعايي يقه خود را پاره ميکنند .در اين 37 روز گرسنگي خوب فکر کردم و دلايل نرسيدن صدايم به گوش متوليان عدالت را تا حدودي يافتم ، اين محضر امثال علي بود که عدالت را در حق بي کسان و ژنده پوشان نيز مراعات ميکرد ولي امروز صداي من هرگز از بين ديوارهاي قطور و بلند کاخها و قصرهاي عدالت که با دربهاي ضخيم و مرغوب سنگي آذين شده عبور نميکند و از پشت شيشه هاي ضدگلوله به قول آقاي احمدي نژاد ، زره پوشهاي ضدگلوله 500 ميليون توماني هرگز به گوش شما نميرسد .عدالت براي کرباسچي ها و نوري هاست که سر خان کرم متوليان عدالت نان خورده اند ، عدالت براي اسفندياري هاست و تاجبخش ها ، عدالت شما براي هلمت هوفرها و يوهانسونها و يورتمارهاست ، عدالت شما براي سربازان انگليسي است که تمام قوانين مکتوب و نامکتوب کشور را با اتکا به حاميانشان مچاله ميکنند و در حلق مدعيان آن با زور فرو ميکنند و در آخر به پيامبري بخشيده ميشوند که اصلاً آن را قبول ندارند و نميشناسند .عدالت براي بابک نيست ، چون بابک پدري ميلياردر ، سياستمدار يا کارچاق کن ندارد و يا پدرش سردار و مادرش نماينده مجلس نيست و خانواده اش شهيد و برادرش مفقودالاثر و يا جانباز نيست ، بابک فقط يک ايراني است که آنهم نميدانم براي بهره مندي از عدالت کافي است يا خير .در هر حال بابک به اميد ديدار با مدعيان عدالت هنوز ايستاده است و غذا نميخورد و لبهاي خود را نميگشايد ، به اميد اينکه شايد مردي در بين هزاران مرد پوشالي مدعي عدالت و قانون پيدا شود که فارغ از هزاران سفارش و پرونده سازي دروغين بيايد و صادقانه و بي تکلف بشنود دادخواهي را که براي احيايش بيش از 150 نامه به تمامي مراجع قضائي عاليرتبه ايران نوشته شده ولي هميشه بي پاسخ مانده و يا پاسخ آن به خاطر اعمال سليقه به جايي نرسيده .مسئولين محترم جمهوري اسلامي ، در اين مقطع زماني دفاعيات بنده در مقابل متوليان تحت امر شما در سه مرحله از حقانيت اين جانب به خاطر عناد و اعمال سليقه و اختيارات بي حد و حصر عده اي در مورد اينجانب به جايي نرسيد. چون تمام قضاوتها يکسويه انجام ميشود ، رياست محترم قوه قضائيه هيچگاه عليرغم ارسال بيش از 50 مکتوب به انواع و اقسام حوزه هاي تحت اختيار شما خواسته هاي من به جايي نميرسد چون سفارشي در کار نيست ، هنوز پس از ارسال اين همه نامه براي گرفتن وقت ملاقات در طي 3 سال به دفترتان وقتي براي احقاق حق به من داده نشده .در نهايت شايد بايد اينگونه به عرض برسانم که نيازي نيست که نگران وضعيت من در زندان باشيد ، ميتوانيد از روي پرونده سازيهاي اعمال سليقه کنندگان آن هم از طريق معاونين معاونين معاونين معاونانتان قضاوت کنيد . من هنوز زنده ام و نفس ميکشم ، از 96 کيلو وزن در طي 37 روز بيش از 20 کيلو وزنم را از دست داده ام ، هر از گاهي سرگيجه دارم و به زمين ميخورم و نخهايي که لبانم را دوخته ام ، لبانم را بريده و هميشه عفونت و خون از آن جاري است ، ولي روده هايم بعلت امتناع از غذاخوردن بسته شده و شکرخدا در اين مورد زياد مشکل ندارم ، چشمانم به خوبي جلوي پايم را نميبيند اما جاي نگراني نيست چون تا رسيدن مردان عدالت فاصله اي نيست . نگران من نباشيد ، همينکه شما به فکر نقض حقوق بشر در دنيا و نبود عدالت در سرتاسر جهان به خصوص فلسطين و لبنان و گوانتانامو و ابوغريب هستيد کافي است . امثال من زياد اضطراري نياز به عدالت نداريم .
ارادتمند بابک دادبخش سالن 13 اندرزگاه 5 زندان رجايي شهر کرج
  منبع خبر


 

ممانعت از درمان 2 زندانی سیاسی در شرایط حاد جسمی

بنابه گزارشات رسیده از زندان گوهرداشت کرج در ساعت 02 بامداد 28 بهمن ماه وضعیت جسمی آقایان امیر حشمت ساران و علیرضا کرمی خیر آبادی که ازبیماریهای متعددی رنج می برند و از جمله آن بیماری ضربان نامنظم قلب، رو به و خامت گرایید سایر زندانیان سیاسی بند 5 فرعی وقتی با این شرایط مواجه شدند به پاسدار بند که از گفتن نام خود خوداری می کرد خواستند که آنها را به بهداری منتقل کند، او از انتقال این 2 زندانی به بهداری ممانعت می کرد. زندانیان سیاسی نسبت به این عمل غیر انسانی پاسدار بند دست به اعتراض زدند و با گذشت مدت زمانی وشدت یافتن اعتراضات وادار شد که او را به بهداری منتقل کنند.
بهداری زندان از معاینه و درمان این 2 زندانی سیاسی خوداری می کند و به آنها گفته میشود که باید صبح دوباره مراجع کنند، و این در حالی بود که وضعیت جسمی آنها هر لحظه بدتر می شد و طپش نامنظم قلب باعث بوجود اوردن یک خطر جدی برای جان زندانی است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، محروم کردن زندانیان سیاسی از درمان بصورت عام و ممانعت از درمان آنها در شرایط حاد و خطرناکی جسمی بعنوان یک عمل غیر انسانی محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشری خواستار دخالت برای پایان دادن به اعمال غیر انسانی علیه زندانیان سیاسی در ایران است.
  منبع خبر


 

روزنامه «جمهوريت» لغو امتياز شد

مديرمسوول روزنامه جمهوريت در نامه يي به رئيس قوه قضائيه نسبت به لغو امتياز روزنامه اش توسط هيات نظارت بر مطبوعات انتقاد کرد.جواد خرمي مقدم در گفت وگو با اعتماد با اشاره به اينکه پيش از اين در نامه يي به هيات نظارت نسبت به لغو امتياز روزنامه جمهوريت اعتراض کرده است، گفت که هيات نظارت در پاسخ به اين اعتراض، به لغو امتياز روزنامه براساس ماده 16 قانون مطبوعات تاکيد کرد.
گفتني است ماده 16 قانون مطبوعات شامل نشرياتي مي شود که براي مدت مشخص منتشر نمي شوند.
  منبع خبر


 

ابهام در اعطای مرخصی پزشکی به منصور اسانلو

همسر منصور اسانلو، رییس سندیکای کارگران شرکت واحد از اعلام آمادگی معاون امنیت دادستان تهران برای بررسی درخواست مرخصی درمانی همسرش خبر داد.
پروانه اسانلو گفت: در ادامه پیگیری هایی که برای موافقت مسوولان با اعطای مرخصی درمانی به همسرم داشتم، قاضی حداد ، معاون امنیت دادستان تهران گفت حاضر است به درخواست کتبی همسرم در مورد استفاده ار مرخصی درمانی رسیدگی کند.
او افزود: این اظهارات درحالی مطرح شده است که پیشتر از مخالفت صریح این معاونت با اعطای مرخصی درمانی به آقای اسانلو صحبت شده بود.
پروانه اسانلو یاد آور شد: با وجود نظر مساعد پزشکی قانونی و موافقت ضمنی دادیاری زندان هنوز با مرخصی یک ماه و نیمه درمانی منصور اسانلو موافقت نشده است.
  منبع خبر


 

ملالی جويا برنده ,جايزه بين‌المللی فلم حقوق بشر ۲۰۰۸, گرديد

سينما برای صلح, طی مراسمی به تاريخ يازدهم فبروری ۲۰۰۸ در محل تاريخی ,کانزرت هاوس, برلين ـ آلمان ,جايزه بين‌المللی فلم حقوق بشر, سال ۲۰۰۸ را به ملالی جويا اهدا نمود. از ميان 4 کانديد اين جايزه که قبلا بوسيله اين سازمان اعلام شده بودند، ملالی جويا به حيث برنده اعلام گرديد و هنرپيشه مشهور هاليود و دوبار برنده جايزه اسکار، هيلری سوانک (Hilary Swank)‌ جايزه را به ملالی جويا تقديم نمود. ملالی جويا در جريان دريافت جايزه مورد استقبال گرم حضار در سالن، که اکثر شان سينماگران مشهور جهان بودند، قرار گرفت. وی طی نطق کوتاهش از ,سينما برای صلح, بخاطر دادن جايزه به يک زن افغان اظهار سپاس نمود و جايزه را ,به مردم رنج ديده و مصيب ديده افغانستان, اهدا کرد. جويا افزود: ,افغانستان تحت سلطه امريکا و متحدانش هنوز هم همچون دوزخ سوزان برای مردمش هست و سياست های غلط به اصطلاح جامعه جهانی کشور ما را به پرتگاه نابودی کشانيده است. من از شما سينماگران تقاضا دارم که دردها و حقايق هولناک کشورم را منعکس ساخته از دولتهايتان بخواهيد که از تقويت بنيادگرايی در افغانستان دست بردارند., ,جايزه بين‌المللی فلم حقوق بشر, همه ساله به کسی داده ميشود که از طريق کارکردش در فلم، نقش مهمی در صلح و همسويی ايفا کرده باشد. امسال به پاس نقش ارزنده ملالی جويا در فلم مستند ,دشمنان خوشبختی, به وی تعلق گرفت. قابل يادآوريست که اين فلم قبلا چندين جايزه ديگر را نيز از آن خود کرده و تا حال در دهها کشور جهان نمايش داده شده است. ,سينما برای صلح, فستيوال بين‌المللي‌ايست جهت جمعاوری اعانه برای پروژه‌های امدادی منتخب که هر ساله برگزار ميگردد تا در سطح جهان اهل سينما را درين کار دخيل نموده و بر نقشی که فلم مي‌تواند در پيشبرد اهدافی چون صلح و تحمل پذيری داشته باشد، تاکيد ورزد. حقوق مادی تمامی جوايز امسال ,سينما برای صلح, به کمپاين محو خشونت عليه زنان UNIFEM تعلق گرفت.
  منبع خبر


 

تلاش فلاحيان برای شستن دست های خود از جنايت قتل های زنجيره ای

دفتر على فلاحيان وزير اسبق اطلاعات در واکنش به انتشار گزارشى در روزنامه اعتماد درباره تشکيل جريان جديد انتخاباتى از سوى على فلاحيان پاسخى را به اين شرح اعلام کرد؛ آزادى بيان و حقوق شهروندى هر دو به استعداد شکل گيرى نظام مقدس جمهورى اسلامى ايران به همت بنيانگذار کبير انقلاب اسلامى دو نعمت کم نظير و اساسى در رفتارهاى اجتماعى و فردى است. در روزنامه وزين ,اعتماد, به تاريخ 27 بهمن 86 در مطلبى با عنوان ,جبهه اصولگرايان مترقى نيز توسط على فلاحيان شکل گرفت, مواردى راجع به حجت الاسلام والمسلمين على فلاحيان عضو محترم خبرگان رهبرى منتشر شد که هرچند علاقه آن روزنامه را به تغيير و تحولات جعرافياى سياسى کشور نشان مى دهد اما حاوى مطالبى بود که متاسفانه دامن قلم را آلود. هرچند که جناب آقاى فلاحيان حق شکايت و پيگيرى حقوقى و قانونى را براى خود محفوظ مى داند اما به جهت تقويت فضاى مطبوعاتى کشور و همچنين حمايت از جرات ورزى روزنامه نگارى فرض نخست را بر انتشار اين جوابيه در آن روزنامه محترم در موقعيت مشابه بصرى مى گذارند. اما مطالبى که بايستى مورد اصلاح قرار گيرد؛ در خبر روزنامه اعتماد آمده بود که ايشان را در ليست (اصولگرايان) قرار ندادند و علت آن به سابقه وزارت اطلاعات نسبت داده شده است. در اين باره بايستى مواکداً به اطلاع برساند که اساساً هيچ تقاضايى از سوى ايشان براى قرار گرفتن در هيچ ليستى مطرح نشده که قرار باشد به اعتبار استنادى واهى از اين موضوع صرف نظر شود. گذشته از آن موضوع قتل هاى زنجيره يى و دفاع معاون ايشان از سعيد امامى مصداق بارز نشر اکاذيب مى باشد که اميدواريم در اين باره تعمد خاصى صورت نگرفته باشد و صرفاً يک سهو مطبوعاتى باشد چرا که قتل هاى زنجيره يى در زمانى رخ داد که مدت ها از وزارت اطلاعات ايشان مى گذشت و همچنين هيچ شخصى منتسب به جناب آقاى فلاحيان از فرد نامبرده حمايت نکرده است. لذا خواهشمند است با توجه به اين نکته که حجت الاسلام والمسلمين فلاحيان معتقدند روزنامه و روزنامه نگار بايستى آزادى و جسارت لازم را در حوزه قلمى داشته باشد اما صيانت از حقوق شهروندى ايجاب مى کند در موارد مذکور اصلاحيه در آن روزنامه محترم منتشر شود و ديگر اينکه جناب آقاى فلاحيان بر اين باورند که اگر اصول و اصولگرايى که متعلق به همه است چون گذشته با تفسير بخشى و انحصارى ادامه مى يافت در جغرافياى سياسى کشور دچار انسداد مى شديم و جبهه اصولگرايان مترقى با باور به وحدت و همبستگى ملى پا به عرصه انتخاباتى و فعاليت سياسى کشور گذاشته است. لذا شايسته نيست چنين قرائتى مورد بى مهرى قرار گيرد.
  منبع خبر


 

تصفيه در "بالا" ادامه سرکوب در "پائين"

سخنان خامنه ای بوی توحش, استبداد, جاه طلبی سيری ناپذير حاکمی مشروعيت باخته, و تصفيه دامنه دار سياسی و جناحی می دهد. سخنان او تاکيد بر فلاکت و محروميت های پايان ناپذير و زندگی درآميخته با محاصره دراز مدت اقتصادی توام با سرکوب برای مردم ايران است.
  منبع خبر


Sunday, February 17, 2008
 

وزیر امور خارجه دانمارک: از هیچ کس عذرخواهی نخواهیم کرد، اگر قرار باشد کسی عذر خواهی کند، این رژیم آزادی کش و سرکوبگر جمهوری اسلامی است


هیئتی از نمایندگان پارلمان دانمارک که قرار بود به ایران سفر کند، در پی چاپ مجدد کاریکاتوری از محمد عرب، پیغمبر مسلمانان در روزنامه های دانمارکی سفر خود را لغو کرد. این تصمیم پس از آن اتخاذ شد که رژیم تهران خواهان عذرخواهی رسمی دولت دانمارک از مسلمانان گردید.
خبر لغو سفر نمایندگان پارلمان دانمارک به ایران تحت حاکمیت فاشیسم اسلامی، بازتاب گسترده ای در رسانه های دانمارک و خبرگزاریهای بین المللی داشت.
وزیر امور خارجه دانمارک در این باره گفت نه ما و نه رسانه‌های ما برای چیزی که آن را آزادی بیان می‌خوانیم از هیچ کسی عذرخواهی نخواهیم کرد.
پراستينگ مولر افزود اگر کسی باید به خاطر نقض حقوق بشر، نقض آزادی بیان، نبود دموکراسی، اعدام در ملاعام و ... از جامعه جهانی عذرخواهی کند، بدون شک رژیم تهران است.
  منبع خبر


 

یکی از فعالین کارگری را در سنندج شلاق زدند

به گزارش اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار، صدیق امجدی یکی از فعالین کارگری در سنندج صبح امروز به دستور قاضی شعبه احکام بازداشت و همانجا در محل ده ضربه شلاق به او زدند و همزمان همسر وی را وادار کردند تا مبلغ دویست هزار تومان جریمه نقدی را بپردازد.
لازم به ذکر است که با توجه به اینکه نامبرده 9 روز در زندان بوده است به ازای هر روز بازداشت 15000 هزار تومان از مبلغ کل جریمه را کسر و به این ترتیب همسر وی 65000مبغ تومان به عنوان الباقی جریمه را پرداخت کرده است.
اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار این عمل شنیع و قرون وسطایی بیدادگاه سنندج را بشدت محکوم میکند و تلاش خواهد کرد تا با طرح این مسئله در یک بعد وسیع در سطح داخلی و بین اللملی و طرح شکایت در سازمان بین المللی کار، عاملین و آمرین چنین احکامی را برای همیشه منزوی و رسوا سازد.
  منبع خبر


 

دادگاه تجديدنظر پرونده دانشجويان بازداشت‌شده اميركبير برگزار شد

جلسه‌ي رسيدگي به اتهامات احمد قصابان، احسان منصوري و مجيد توكلي، دانشجويان بازداشت‌شده دانشگاه اميركبير -پرونده نشريات دانشجويي- صبح روز يكشنبه در شعبه‌ي ‌‌٤٤ دادگاه تجديدنظر استان تهران به رياست قاضي ساعدي برگزار شد.
جلسه‌ي دادگاه تجديدنظر پرونده‌هاي اين دانشجويان بيش از سه ساعت به طول انجاميد و به صورت غيرعلني برگزار شد.
خانواده متهمان و برخي از فعالان دانشجويي دانشگاه اميركبير پشت در دادگاه، منتظر پايان رسيدگي به پرونده بودند.
پس از پايان جلسه‌ي دادگاه، احمد قصابان، احسان منصوري و مجيد توكلي به زندان اوين بازگردانده شدند.
محمدعلي دادخواه، وكيل مدافع قصابان، منصوري و توكلي در اين باره گفت: با توجه به غيرعلني بودن جلسه‌ي دادگاه، قاضي پرونده تاكيد داشت كه مذاكرات جلسه اعلام نشود.
وي اظهار اميدواري كرد: با عنايت به روند دادرسي، حكم برائت موكلان كه بي‌سبب محكوم شده‌اند، صادر شود و موكلانم در آستانه‌ي عيد نوروز آزاد شوند.
مجيد توکلي، احمد قصابان و احسان منصوري از سوي شعبه ششم دادگاه انقلاب به سه، ‌٥/٢ و دو سال حبس تعزيري محکوم شدند.
همچنين شعبه ‌‌١٠٤٣ دادگاه عمومي تهران اين سه دانشجو را از اتهام توهين به مقدسات ديني و مذهبي، توهين به حرم اهل بيت مطهر (ع)، توهين به مردم شهرستان قم و شهر قم، توهين به مراجع عظام، توهين به عموم جوانان متشرع و زنان محجبه و توهين به مسوولان تبرئه کرد و بر اساس راي صادره توکلي، قصابان و منصوري در رابطه با اتهام نشر اکاذيب عليه نيروهاي بسيجي و امنيتي در دانشگاه اميرکبير به چهار ماه حبس تعزيري با احتساب و کسر ايام بازداشت‌هاي قبلي محکوم شدند.
قرار است شعبه‌ي ‌٤٤ دادگاه تجديدنظر درباره‌ي آراي صادره در هر دو پرونده دانشجويان اميركبير رسيدگي و اعلام نظر كند.
  منبع خبر


 

ضرب و شتم وحشيانه 6 زندانی در زندان مخوف رجايی شهر

فعالان حقوق بشر در ايران
بنا بر گزارشات رسيده روز گذشته رئيس حفاظت زندان گوهردشت (خادم) به همراه افسر گارد (پيرايش) 6 تن از زندانيان محبوس در سالن 13 اندرزگاه 5 را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند.
آقايان حميد کياني، مصطفي حاج بابايي، عباس جمالي، شاهين ترکي و دو تن به نام هاي مهدي و کامران که نسبت به وضعيت وخيم سالن 13 در روز جمعه اعتراض کرده بودند در روز شنبه با واکنش تند رئيس حفاظت زندان (خادم) به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند به طوري که با برانکارد به سلول انفرادي منتقل شدند .
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران بارها نسبت به وضعيت وخيم زندان رجايي شهر (گوهردشت) اعتراض نموده و بدين وسيله ضمن اعلام نگراني نسبت به وضعيت 6 تن از زندانيان اين زندان خواهان واکنش سازمان هاي حقوق بشري نسبت به وضعيت اسفبار زندانيان رجايي شهر مي باشد.
  منبع خبر


 

ادامه بحران در 3 واحد صنعتى بزرگ كاشان: 2600 کارگر اين واحدها چندين ماه است حقوق نگرفته اند

فرماندار كاشان گفت: مشكلات 3واحد بزرگ صنعتى كاشان برطرف نشده و تلاش جهت رفع آن همچنان ادامه دارد. حسينعلى حاجى گفت: اين واحدهاى صنعتى و توليدى شامل واحد شماره 2كارخانجات ريسندگى و بافندگي، شركت صنايع فرش راوند و كارخانه مخمل و ابريشم كاشان است. وى افزود: بخشى از حقوق معوقه كاركنان واحد شماره 2ريسندگى و بافندگى كاشان بين 200 تا 500 هزار ريال به هر نفر پرداخت مى شود. فرماندار كاشان تصريح كرد: توليد شركت صنايع فرش راوند كاشان متوقف شده و كارگران آن حقوق ماه هاى آذر و دى امسال را هنوز دريافت نكرده اند. وى بيان داشت: كارگران كارخانه مخمل و ابريشم كاشان از خرداد ماه سال جارى تاكنون حقوقى دريافت نكرده اند و پاداش سال 85 آنان نيز پرداخت نشده است. حاجى گفت: طرح نوسازى و بازسازى كارخانه مخمل و ابريشم كاشان نيز هنوز اجرا نشده است. كارخانجات ريسندگى و بافندگي، شركت صنايع فرش رواند و كارخانه مخمل و ابريشم كاشان در مجموع بيش از 3هزار و 260 كارگر دارد و از بزرگترين واحدهاى توليدى و صنعتى كاشان به شمار مى روند.
  منبع خبر


 

رنج نامه يک زندانی از اوين

خلاصه ای از آنچه در اين مدت 10 ماه بر من و خانواده ام گذشت ساعت 6:30 بامداد از خواب بيدار شدم و ساعت 7:00 دختر بزرگم "زهرا" که 12 سال دارد راهی مدرسه شد. دختر کوچکم که هشت ساله است به دلايلی قرار بود ساعت 10:30 به مدرسه برود. همسرم از من خواست تا برای خريد عيدی بچه ها، او را تا خيابان ستارخان همراهی کنم. به اتفاق همسرم سوار ماشين شدم و به زير پل ستارخان رسيدم و همسرم از ماشين پياده شد. در اين فکر بودم که برای "پريا" دختر کوچکم از کجا خوراکی مدرسه بخرم؛ که ناگهان چهار نفر به طرف ماشينم هجوم آوردند. اول تصور کردم زورگير هستند که هر روز در تلويزيون نشان ميدهند، به خودم وانمود کردم که فوقش موبايل و مبلغ پول کمی که در جيب دارم را می گيرند و ميروند و قضيه تمام می شود يک لحظه در ماشين را باز کردند و کلت را رو سرم قرار دادن. مواد مخدر ...ترياک ...حرف نزن سرت را پائين نگهدار ...گيج به خيال اينکه اشتباهی گرفتند، يک لحظه خودم را جمع و جور کردم، به بيرون نگاه کردم ديدم يک ماشين پژو که چهار سرنشين داشت پشت سرمان پارک کرده است يکی از آقايان با صدای بلند گفت نگاه نکن حرکت کن پشت سرت بقيه هم می آيند برو سمت خانه ات وقتی به منزل رسيديم در بسته بود هر چقدر در زدن، دخترم که از پنجره وضعيت را ديده و ترسيده بود در را باز نکرد. شيشه درب را شکستن و وارد خانه شدند تمام خانه را زير و رو کردند و مرا به طرف زندان اوين بردند نزديک ساعت 12 ظهر بود که مرا با چشمان بسته وارد سلول 172 کردند. همواره در اين فکر بودم که من کار خاصی نکردم حتماً امروز و فردا آزاد می شوم فردای دستگيری با چشمان بسته به اطاق بازجويی بردند و شروع به بازجويی کردند . چگونه از مرز خارج شدي؟ با خانواده ها چرا ارتباط داشتي؟ آقای ... آقای... چرا ؟ اگر همکاری نکنی روزگارت سياه است. من که هيچ يک از کارهايی که متهم کرده بودند را انجام نداده بودم از روی ساده دلی خيال می کردم همين امروز فردا اين ها به اشتباه خود پی می برند و من آزاد می شوم. دو سه روز مانده به چهارشنبه سوری به خيال خام تصور می کردم چهارشنبه سوری پيش خانواده ام هستم ودو سه روز به عيد 86 همچنين سيزده بدر ... خبری نشد. ديگر روزها به سختی می گذشت بدون هيچ گناهی در سخت ترين شرايط به سر می بردم بعد از يک ماه انفرادی بشدت مريض شدم چندين بار ساعت ها زير سرم بودم بدون اين که بدانم چه بلايی به سرم آمده. روزها به سختی برايم تمام می شد حدود 6 ماه در سلولهای انفرادی 209، دنيا را برايم تبديل به جهنم کرده بودند بعد از 6 ماه مرا تحويل 305 دادند باز دست از خوش خيالی برنداشتم، که هر چه زودتر آزاد می شوم خلاصه بعد از 8 ماه مرا دست بسته پيش قاضی بردند و بعد از چند دقيقه وکيل هم وارد دفتر قاضی شد اين بار مسئله عوض شده بود و سوالهای ديگري، تو متهم به عضويت در فلان سازمان ... تو متهم به ... تو متهم ... من گفتم هيچ يک از اين اتهامات را قبول ندارم. دادگاه پنج دقيقه بيشتر طول نکشيد و آخر سر قاضی به من گفت که اگر همين طور پيش برود همسرت را هم به 209 ميبريم. و وکيل به من گفت که چون پرونده تو خالی است به احتمال زياد آزاد می شوی باز دو ماه گذشت مرا برای ابلاغ حکم به دادگاه بردند بازهم به خيال خام خود تصور داشتم تبرئه می شوم و و کيل هم گفته بود هر چه قدر مسئله طول بکشد به نفع تو می باشد. باز با دست های بسته وارد دادگاه شدم بعد از چند دقيقه قاضی حکم را برايم خواند با يک درجه تخفيف بخاطر لطف رهبری 10 سال زندان در تبعيد !!! خدايا شوخی ميکند!؟ خواب ميبينم!؟ با حالت سر در گمی به زندان بازگشتم. حالا بعد از 10 ماه ذهنم درگير يک سری سوالاتی شده است. نميدانم با کی درميان بگذارم؟ و آيا واقعاً جواب قانع کننده ای است؟ وطن من کجاست؟ چه کسی بر ايران حاکم است؟ اگر زمانی اين وطن بدست پست ترين افراد جهان می افتاد با من ايرانی چه می کردند که اين ها نکردند ! با خانواده ام چه می کردند که اين ها نکردند! اگر با شما اين کارها را می کردند به چه نامی آنها را صدا ميزديد ؟ حدود 1400 سال است که يزيد را نفرين ميکنيم، برای مثال او چه کار زشتی کرد که شما نکرديد؟ من که در اين 10 ماه سکوت را بر فرياد ترجيح دادم بدين نتيجه رسيدم که شما موجوداتی هستيد که هر چه قدر در مقابل شما عقب نشينی بشود شما بيشتر تهاجم می کنيد بعد از اين سکوت را خواهم شکست و بهايش هر چقدر باشد پرداخت خواهم کرد. آری شما در اين مدت 10 ماه باعث شده ايد که مادرم سکته قلبی کند و سيستم عصبيش به هم بخورد. شما باعث شديد که در اين مدت 10 ماهه وضع اقتصادی من فلج شود و خانواده ام برای گذران زدگی دست به هر دوست و آشنايی باز کنند بعداز اين فرياد خواهم زد به کل دنيا خواهم گفت شما بويی از بشريت نبرديد شما دشمن بشر هستيد در سلولهای انفرادی 209 جوانان را با طناب به ميزی می بنديد، و فرياد کمک کمک يا حسين در 209 قطع نمی شود. هر روز صدای گريه و شيون در 209 به گوش ميرسد ... در فرصت مناسب به اسم و آدرس تمام جنايتی که در اين مدت ديدم فرياد خواهم زد سخن آخر با بازجويم، بازجوی محترم وقتی که با چشمبند مرا بازجويی ميکردی برايم گفتی اگر همکاری نکنی خانواده ات خيلی سختی خواهند کشيد به من گفتی خودم صبر کردم که نزديک عيد دستگيرت کنم تا فرزندانت عيد را بدون تو سپری کنند و حرف های ديگر که در فرصت ديگری خواهم گفت...ولی من در آن لحظه برای نجات مردم ايران از دست شما دعا می کردم و آرزو می کردم ای کاش فرزندان شما هم خوشبخت شوند آرزو می کردم تمام بچه ها ايران لبخند به لب باشند يک لحظه نمی توانستم حتی در خيالاتم م فرزندان تو را در ناراحتی تصور کنم اين ها همه بخاطر اين بود که تو نسبت به انسان نفرت و کينه داشتی ولی من در بدترين شرايط حتی به فرزندان دشمنم عشق ميورزيدم. آقايان محترم مرا از 10 سال زندان مترسانيد مرا از تبعيد مترسانيد بهای آزادی هر چه باشد من تعلل نخواهم کرد. بيرون که بودم از بين زندگی های مختلف خدمت به مردم را انتخاب کردم بهايش را دادم بين جرايم مختلف جرم زندان سياسی را انتخاب کردم . تاوانش را خواهم داد بين مرگ ها بهترينش را از خدا خواستم تاوانش را خواهم داد من يک فعال حقوق بشر بودم تنها گناهم چند تماس تلفنی از زندان و رفت آمد با چند شخصيت سياسی بود برای اينکه يک جوری مرا از صحنه سياسی حذف کنند دنبال حرف و حديث های ديگر رفتند . و اگر اتهامات واهی که به من زدند درست باشد که درست نيست کجايش جرم است عکس يک نفر، نوار يک نفر، صحبت کردن با يک فرد، در کدام کشور حتی فاشيستی اين همه حساسيت دارد!! که بخاطر آن 6 ماه انفرادی و بعد از 10ماه بلاتکليفی به 10 سال زندان محکوم بشوی!! اگر شما انسانيد من به بشريت پشت ميکنم اگر مسلمانيد به مسلمانی نفرت ميکنم اگر شما ايرانی هستيد به ايرانی بودنم شرم ميکنم. البته يقين دارم که هيچ کدام ازاين ها نيستيد ای کاش روز دستگيری که تصور می کردم زورگيرها به ماشينم حمله کردند حدسم درست بود چون بهايش يک گوشی 20 هزار تومنی و مبلغ 25 هزار تومان پول بود خدايا مرا به خاطر کمکی که 12 سال پيش برای مامورانی که برای دستگيری قاچاقچی مواد مخدر کردم ببخش چون حالا احساس ميکنم که آن فرد دستگير شده به احتمال زياد گناه کار نبود چون همان برخوردی که با او کردند با من هم همچنان کردند. آينده ازآن انقلابيون است اگر از آن من نيست پس من انقلابی نيستم من سلولهای انفرادی را با همه سخت هايش تحمل خواهم کرد و بر چوبه دار بوسه خواهم زد ولی خود را به ظالمان نخواهم فروخت و فرياد خواهم زد مرگ بر دين فروشان مرگ بر يزيديان، يک زماني، فردايي، افشا خواهم کرد که با خانواده همسرم در شهرستان چه کار کرديد برای همکاری با شما چه ترفندهای که به کار نبرديد به خود بنده چه حرف های که نگفتيد در جلفا چه وعده هايی که به خودم نداديد !! ولی چون هيج کدام از اين کارها نگرفت 10سال حبس برايم بريديد. برای من سلولهای انفرادی آخر حيات نيست مرگ آخر حيات نيست برايم 10 سال حبس آخر حيات نيست چوبه دار آخر حيات نيست برايم زمانی حيات به آخر ميرسد که از مسير تکامل منحرف شوم برايم آخر حيات تسليم در مقابل ظالمان، تسليم در مقابل ارتجاع است ... خواهم نوشت خواهم گفت هر چقدر ميخواهيد فشار بياوريد اگر راهم حق است اين فشارها باعث رشدم خواهم شد مرگ بر استبداد مرگ بر فاشيسم در هر لباس، زنده باد آزادی بند 305 زندان اوين صالح کهندل
  منبع خبر


 

رنج نامه يک زندانی از اوين

خلاصه ای از آنچه در اين مدت 10 ماه بر من و خانواده ام گذشت ساعت 6:30 بامداد از خواب بيدار شدم و ساعت 7:00 دختر بزرگم "زهرا" که 12 سال دارد راهی مدرسه شد. دختر کوچکم که هشت ساله است به دلايلی قرار بود ساعت 10:30 به مدرسه برود. همسرم از من خواست تا برای خريد عيدی بچه ها، او را تا خيابان ستارخان همراهی کنم. به اتفاق همسرم سوار ماشين شدم و به زير پل ستارخان رسيدم و همسرم از ماشين پياده شد. در اين فکر بودم که برای "پريا" دختر کوچکم از کجا خوراکی مدرسه بخرم؛ که ناگهان چهار نفر به طرف ماشينم هجوم آوردند. اول تصور کردم زورگير هستند که هر روز در تلويزيون نشان ميدهند، به خودم وانمود کردم که فوقش موبايل و مبلغ پول کمی که در جيب دارم را می گيرند و ميروند و قضيه تمام می شود يک لحظه در ماشين را باز کردند و کلت را رو سرم قرار دادن. مواد مخدر ...ترياک ...حرف نزن سرت را پائين نگهدار ...گيج به خيال اينکه اشتباهی گرفتند، يک لحظه خودم را جمع و جور کردم، به بيرون نگاه کردم ديدم يک ماشين پژو که چهار سرنشين داشت پشت سرمان پارک کرده است يکی از آقايان با صدای بلند گفت نگاه نکن حرکت کن پشت سرت بقيه هم می آيند برو سمت خانه ات وقتی به منزل رسيديم در بسته بود هر چقدر در زدن، دخترم که از پنجره وضعيت را ديده و ترسيده بود در را باز نکرد. شيشه درب را شکستن و وارد خانه شدند تمام خانه را زير و رو کردند و مرا به طرف زندان اوين بردند نزديک ساعت 12 ظهر بود که مرا با چشمان بسته وارد سلول 172 کردند. همواره در اين فکر بودم که من کار خاصی نکردم حتماً امروز و فردا آزاد می شوم فردای دستگيری با چشمان بسته به اطاق بازجويی بردند و شروع به بازجويی کردند . چگونه از مرز خارج شدي؟ با خانواده ها چرا ارتباط داشتي؟ آقای ... آقای... چرا ؟ اگر همکاری نکنی روزگارت سياه است. من که هيچ يک از کارهايی که متهم کرده بودند را انجام نداده بودم از روی ساده دلی خيال می کردم همين امروز فردا اين ها به اشتباه خود پی می برند و من آزاد می شوم. دو سه روز مانده به چهارشنبه سوری به خيال خام تصور می کردم چهارشنبه سوری پيش خانواده ام هستم ودو سه روز به عيد 86 همچنين سيزده بدر ... خبری نشد. ديگر روزها به سختی می گذشت بدون هيچ گناهی در سخت ترين شرايط به سر می بردم بعد از يک ماه انفرادی بشدت مريض شدم چندين بار ساعت ها زير سرم بودم بدون اين که بدانم چه بلايی به سرم آمده. روزها به سختی برايم تمام می شد حدود 6 ماه در سلولهای انفرادی 209، دنيا را برايم تبديل به جهنم کرده بودند بعد از 6 ماه مرا تحويل 305 دادند باز دست از خوش خيالی برنداشتم، که هر چه زودتر آزاد می شوم خلاصه بعد از 8 ماه مرا دست بسته پيش قاضی بردند و بعد از چند دقيقه وکيل هم وارد دفتر قاضی شد اين بار مسئله عوض شده بود و سوالهای ديگري، تو متهم به عضويت در فلان سازمان ... تو متهم به ... تو متهم ... من گفتم هيچ يک از اين اتهامات را قبول ندارم. دادگاه پنج دقيقه بيشتر طول نکشيد و آخر سر قاضی به من گفت که اگر همين طور پيش برود همسرت را هم به 209 ميبريم. و وکيل به من گفت که چون پرونده تو خالی است به احتمال زياد آزاد می شوی باز دو ماه گذشت مرا برای ابلاغ حکم به دادگاه بردند بازهم به خيال خام خود تصور داشتم تبرئه می شوم و و کيل هم گفته بود هر چه قدر مسئله طول بکشد به نفع تو می باشد. باز با دست های بسته وارد دادگاه شدم بعد از چند دقيقه قاضی حکم را برايم خواند با يک درجه تخفيف بخاطر لطف رهبری 10 سال زندان در تبعيد !!! خدايا شوخی ميکند!؟ خواب ميبينم!؟ با حالت سر در گمی به زندان بازگشتم. حالا بعد از 10 ماه ذهنم درگير يک سری سوالاتی شده است. نميدانم با کی درميان بگذارم؟ و آيا واقعاً جواب قانع کننده ای است؟ وطن من کجاست؟ چه کسی بر ايران حاکم است؟ اگر زمانی اين وطن بدست پست ترين افراد جهان می افتاد با من ايرانی چه می کردند که اين ها نکردند ! با خانواده ام چه می کردند که اين ها نکردند! اگر با شما اين کارها را می کردند به چه نامی آنها را صدا ميزديد ؟ حدود 1400 سال است که يزيد را نفرين ميکنيم، برای مثال او چه کار زشتی کرد که شما نکرديد؟ من که در اين 10 ماه سکوت را بر فرياد ترجيح دادم بدين نتيجه رسيدم که شما موجوداتی هستيد که هر چه قدر در مقابل شما عقب نشينی بشود شما بيشتر تهاجم می کنيد بعد از اين سکوت را خواهم شکست و بهايش هر چقدر باشد پرداخت خواهم کرد. آری شما در اين مدت 10 ماه باعث شده ايد که مادرم سکته قلبی کند و سيستم عصبيش به هم بخورد. شما باعث شديد که در اين مدت 10 ماهه وضع اقتصادی من فلج شود و خانواده ام برای گذران زدگی دست به هر دوست و آشنايی باز کنند بعداز اين فرياد خواهم زد به کل دنيا خواهم گفت شما بويی از بشريت نبرديد شما دشمن بشر هستيد در سلولهای انفرادی 209 جوانان را با طناب به ميزی می بنديد، و فرياد کمک کمک يا حسين در 209 قطع نمی شود. هر روز صدای گريه و شيون در 209 به گوش ميرسد ... در فرصت مناسب به اسم و آدرس تمام جنايتی که در اين مدت ديدم فرياد خواهم زد سخن آخر با بازجويم، بازجوی محترم وقتی که با چشمبند مرا بازجويی ميکردی برايم گفتی اگر همکاری نکنی خانواده ات خيلی سختی خواهند کشيد به من گفتی خودم صبر کردم که نزديک عيد دستگيرت کنم تا فرزندانت عيد را بدون تو سپری کنند و حرف های ديگر که در فرصت ديگری خواهم گفت...ولی من در آن لحظه برای نجات مردم ايران از دست شما دعا می کردم و آرزو می کردم ای کاش فرزندان شما هم خوشبخت شوند آرزو می کردم تمام بچه ها ايران لبخند به لب باشند يک لحظه نمی توانستم حتی در خيالاتم م فرزندان تو را در ناراحتی تصور کنم اين ها همه بخاطر اين بود که تو نسبت به انسان نفرت و کينه داشتی ولی من در بدترين شرايط حتی به فرزندان دشمنم عشق ميورزيدم. آقايان محترم مرا از 10 سال زندان مترسانيد مرا از تبعيد مترسانيد بهای آزادی هر چه باشد من تعلل نخواهم کرد. بيرون که بودم از بين زندگی های مختلف خدمت به مردم را انتخاب کردم بهايش را دادم بين جرايم مختلف جرم زندان سياسی را انتخاب کردم . تاوانش را خواهم داد بين مرگ ها بهترينش را از خدا خواستم تاوانش را خواهم داد من يک فعال حقوق بشر بودم تنها گناهم چند تماس تلفنی از زندان و رفت آمد با چند شخصيت سياسی بود برای اينکه يک جوری مرا از صحنه سياسی حذف کنند دنبال حرف و حديث های ديگر رفتند . و اگر اتهامات واهی که به من زدند درست باشد که درست نيست کجايش جرم است عکس يک نفر، نوار يک نفر، صحبت کردن با يک فرد، در کدام کشور حتی فاشيستی اين همه حساسيت دارد!! که بخاطر آن 6 ماه انفرادی و بعد از 10ماه بلاتکليفی به 10 سال زندان محکوم بشوی!! اگر شما انسانيد من به بشريت پشت ميکنم اگر مسلمانيد به مسلمانی نفرت ميکنم اگر شما ايرانی هستيد به ايرانی بودنم شرم ميکنم. البته يقين دارم که هيچ کدام ازاين ها نيستيد ای کاش روز دستگيری که تصور می کردم زورگيرها به ماشينم حمله کردند حدسم درست بود چون بهايش يک گوشی 20 هزار تومنی و مبلغ 25 هزار تومان پول بود خدايا مرا به خاطر کمکی که 12 سال پيش برای مامورانی که برای دستگيری قاچاقچی مواد مخدر کردم ببخش چون حالا احساس ميکنم که آن فرد دستگير شده به احتمال زياد گناه کار نبود چون همان برخوردی که با او کردند با من هم همچنان کردند. آينده ازآن انقلابيون است اگر از آن من نيست پس من انقلابی نيستم من سلولهای انفرادی را با همه سخت هايش تحمل خواهم کرد و بر چوبه دار بوسه خواهم زد ولی خود را به ظالمان نخواهم فروخت و فرياد خواهم زد مرگ بر دين فروشان مرگ بر يزيديان، يک زماني، فردايي، افشا خواهم کرد که با خانواده همسرم در شهرستان چه کار کرديد برای همکاری با شما چه ترفندهای که به کار نبرديد به خود بنده چه حرف های که نگفتيد در جلفا چه وعده هايی که به خودم نداديد !! ولی چون هيج کدام از اين کارها نگرفت 10سال حبس برايم بريديد. برای من سلولهای انفرادی آخر حيات نيست مرگ آخر حيات نيست برايم 10 سال حبس آخر حيات نيست چوبه دار آخر حيات نيست برايم زمانی حيات به آخر ميرسد که از مسير تکامل منحرف شوم برايم آخر حيات تسليم در مقابل ظالمان، تسليم در مقابل ارتجاع است ... خواهم نوشت خواهم گفت هر چقدر ميخواهيد فشار بياوريد اگر راهم حق است اين فشارها باعث رشدم خواهم شد مرگ بر استبداد مرگ بر فاشيسم در هر لباس، زنده باد آزادی بند 305 زندان اوين صالح کهندل
  منبع خبر


 

بلاتکليفی بازداشت شدگان مراسم بزرگداشت اعداميان سال 67 در گورستان خاوران

ناصر سوداگری و محمدعلی (پيروز) منصوري، از جمله افرادی که پس از حضور در مراسم سالگرد اعداميان سال 67 در گورستان خاوران دستگير شدند، پس از گذشت نزديک به 6 ماه از بازداشت شان در بلاتکليفی به سر می برند. پس از برگزاری مراسم بزرگداشت هزاران زندانی اعدام شده در سال 67 در 9 شهريور سال جاری در گورستان خاوران، نيروهای امنيتی اقدام به بازداشت چندين نفر از خانواده های اين افراد و جمعی ديگر از حاضران در اين مراسم نمودند. از جمله بازداشت شدگان در شهريورماه امسال فرشيد سوداگري، طاهره رستم پور، ناصر سوداگري، محمدعلی (پيروز) منصوری و... بودند. فرشيد سوداگري، پس از گذشت چندماه از بازداشت وي، اواخر ديماه با تبديل قرار بازداشتش از زندان آزاد شد. طاهره رستم پور، همسر ناصر سوداگري، نيز پس از تشکيل دادگاهش در شعبه 13 دادگاه انقلاب و دريافت حکم بدوی 3 سال حبس تعليقي، با تبديل قرار بازدشت در اواسط آذرماه از زندان آزاد شد. در اين بين از ميان اين دسته از بازداشت شدگان ناصر سوداگری و محمدعلی (پيروز) منصوری همچنان در بند 209 زندان اوين تحت بازداشت بوده و در بلاتکليفی به سر می برند. با اين که دادگاه ناصر سوداگری چند ماه پيش تشکيل شده، همچنان حکمی برای وی صادر نشده و بازپرس پرونده، متين راسخ، از تبديل قرار بازداشت وی نيز خودداری می کند. به گزارش خبرنامه اميرکبير زمان تشکيل دادگاه محمدعلی (پيروز) منصوری نيز 13 اسفندماه تعيين شده است. شعبه رسيدگی کننده به اتهامات وی شعبه 28 دادگاه انقلاب خواهد بود. لازم به ذکر است يکی از فرزندان محمدعلی (پيروز) منصوری که پيگير وضعيت پدرش بود، از سوم آبان ماه سال جاری به مدت سه هفته بازداشت شد. معصومه (ايران) منصوري، دانشجوی دانشگاه اميرکبير، که تنها اتهامش پيگيری وضعيت پدرش و تلاش برای آزادی هر چه سريعتر وی بود، پس از گذشت سه هفته با قرار کفالت از زندان آزاد شد.
  منبع خبر


 

سنگسار دختر 14 ساله توسط پدرش

پرونده پدرى که با انگيزه ناموسى دختر خود را با همدستى مردى ديگر سنگسار کرده است در دادسراى عمومى زاهدان به جريان افتاد. به گزارش خبرنگار ما چند روز قبل زن جوانى در حالى که به سر و صورت خود مى کوبيد و به شدت گريه مى کرد نزد ماموران انتظامى زاهدان مراجعه کرد و از قتل دخترش خبر داد. او گفت؛ شوهرم به نام شريف مردى بدبين و بداخلاق است که با من و دخترم بدرفتارى مى کرد و در اين ميان سميه - فرزند 14 ساله ام - بيش از همه از سوى شريف مورد آزار قرار مى گرفت تا اينکه بالاخره همسرم او را به بهانه يى از خانه خارج کرد و به محل نامعلومى برد و پس از آن ديگر نه او به منزل بازگشت و نه خبرى از سميه شد. وى افزود؛ شريف به دخترم مشکوک بود و تصور مى کرد او با مردى رابطه دارد. او چندين بار سميه را تهديد به مرگ کرده بود و روز حادثه نيز به شدت خشمگين بود و تصور مى کنم بلايى سر فرزندم آورده باشد. پس از اظهارات اين زن بلافاصله ماموران تحقيقات ويژه يى را براى يافتن شريف و افشاى سرنوشت دختر نوجوان آغاز کردند. آنان با رديابى هاى گسترده توانستند پس از گذشت 24 ساعت پدر سميه را شناسايى و دستگير کنند. اين متهم که در بازجويى هاى اوليه سکوت اختيار کرده و حاضر به صحبت کردن درباره سرنوشت دخترش نبود، سرانجام در جريان بازجويى هاى فنى - پليسى لب به اعتراف گشود و طى اظهارات تکان دهنده، نحوه قتل سميه را تشريح کرد. شريف گفت؛ من از چندى پيش متوجه شدم دختر 14 ساله ام رفتارهاى مشکوکى دارد. ابتدا سعى کردم با آرامش با موضوع برخورد کنم و با تحقيقاتى که انجام مى دهم بفهمم سميه چرا چنين کارهايى انجام مى دهد. او بى دليل از خانه بيرون مى رفت و وقتى ديرهنگام بازمى گشت توضيح قانع کننده يى نمى داد. بالاخره تاب نياوردم و با او دعوا کردم ولى اين کار نيز فايده نداشت چون فرزندم مرا متهم به بدبينى مى کرد و مى گفت هيچ کار خلافى انجام نداده است. پس از گذشت مدتى به تدريج به اين يقين رسيدم که سميه با مردى رابطه دارد. آبرويم را از دست رفته مى ديدم و تحمل چنين شرايطى و برگزيدن سکوت برايم مرگ آور بود. بنابراين تصميم گرفتم سميه را بکشم و خودم را از اين ننگ نجات دهم. در اين ميان بايد شيوه يى را براى کشتن دخترم انتخاب مى کردم که او به سزاى واقعى کارى که انجام داده بود برسد. بالاخره مصمم شدم وى را سنگسار کنم اما از آنجا که به تنهايى از عهده اين کار برنمى آمدم از يکى از دوستانم به نام غفور خواستم به من کمک کند و وقتى از مشکلم مطلع شد پذيرفت مرا در کشتن سميه که لکه ننگى در خانواده بود يارى دهد. غفور چند نفر ديگر را نيز با خبر کرد و محل و زمان اجراى نقشه تعيين شد. متهم به قتل گفت؛ روز حادثه دخترم را به زور از خانه خارج کردم و به سمت ارتفاعات هلور کشاندم. او در تمام طول مسير وحشت زده بود و با اينکه مى دانست عاقبت خوشى در انتظارش نخواهد بود اما مطمئن نبود که چه مجازاتى را براى وى در نظر گرفته ام. پس از آنکه به محل مورد نظر رسيديم دخترم را روى زمين انداختم و سنگسار او را شروع کرديم. سميه مرتب جيغ مى کشيد و با خواهش و التماس تلاش مى کرد جانش را نجات دهد اما من براى دست يافتن دوباره به آبرويم و داشتن زندگى شرافتمندانه چاره يى جز کشتن او نداشتم و پس از قتل فرار کردم. پس از اعترافات تکان دهنده متهم به قتل، ماموران تحقيقات خود را پى گرفتند و ضمن کشف جسد دختر 14 ساله موفق شدند غفور را نيز بازداشت کنند. با اعترافات دومين متهم، پرونده در اختيار مراجع قضايى قرار گرفت و هم اکنون با آغاز تحقيقات مقدماتى شريف و غفور در بازداشت به سر مى برند.
  منبع خبر


 

سوءاستفاده از فقر زنان کارگر

مديريت کارخانه نساجی پرنخ با ترفندی قانونی زنان سرپرست خانوار را با کارگران با سابقه خود جايگزين کرد. دسترنج به نقل از فعالان کارگری در استان مرکزی گزارش می دهد: پس از آنکه مديريت کارخانه نگين ريس درخشان (پرنخ) در شهريور ماه گذشته با تمامی کارگران تسويه حساب کرد، از تعدادی زنان سرپرست خانوار برای کار در کارخانه دعوت به همکاری کرده است. به گفته اين منابع، فرار از پرداخت مطالباتی چون حق سنوات و حق طبقه بندی مشاغل از انگيزه های اصلی مديريت کارخانه پرنخ برای اخراج کارگران و استخدام زنان سرپرست خانوار بوده است؛ زيرا دريافتی کارگران کارخانه تا پيش از اخراج به بيش از400 هزار تومان در ماه نيز می رسيده است. فعالان صنفی کارگری در استان مرکزی معتقد هستند که زنان سرپرست خانوار از روی اجبار و به دليل فشار اقتصادي، چشم پوشی از تضييع حقوق قانونی خود را بر محروم شدن از دستمزدی در حد زنده ماندن ترجيح می دهند. به گفته اين منابع کارگران سابق کارخانه باداشتن 0 ا تا 13 سال سابقه کار در استخدام دائم کارخانه بودند که مديريت با ترفندهای خاص در سالهای گذشته با آنها تسويه حساب و بصورت موقت همکاری داشت. اين کارخانه پيش تر حداقل 80 کارگر داشت که پس ازاخراج و استخدام زنان سرپرست خانوار تعداد کارگران آن در مقايسه با گذشته بسيار کمتر شده است.
  منبع خبر


 

آخرين پيگيری ها درباره آذر و زهره کبيري؛ محکومان به سنگسار

ميدان زنان:ساناز الله بداشتى:20 روز از آن روزى كه با ,اجراى حكم سنگسار دو خواهر جوان ايرانى, شروع شد، گذشت. از روزهاى سختى كه خبر گوش دنيا را كر كرد. روزهايى كه صداى دنيا را بلند كرد و مانند هميشه نامه هاى صريح و شفاف ,لغو سنگسار و اعدام, را به سوى ايران سرازير كرد تا شايد سرعت و دقتى در بررسى مجدد اين مسائل و اين موضوعات اعمال و برنامه اى براى حذف اين مجازات ها (سنگسار و اعدام) در دستور كار قرار گيرد. اما همه اين روزها،‌ مثل روزها و سال هاى قبل بود. رسيدگى به اين پرونده نه دستور ويژه اى داشت و نه مسوول مشخصى كه شايد با سرعت و دقت بيشترى به سرنوشت اين دو مادر نگاه كند. اين پرونده هم مانند همه پوشه هاى رنگين ميزهاى قضايى در اين روزها به زمان سپرده شده است، تا در ,آينده, رسيدگى شود. هرچند كه جبار صولتي، وكيل آذر و زهره كبيرى نيت (محكومان به سنگسار) با همه اين شرايط به برخورد قضات دادستانى كل كشور و دستور درى نجف آبادى دادستان كل كشور اميدوار باشد: *چه خبر از وضعيت پرونده دو موكلانتان، آيا بررسى ويژه اى انجام شده است؟ پرونده هنوز در دادستانى است و اتفاق جديدى نيفتاده است. *يعنى شكايت فقط ثبت شده و بعد از اين همه روز هنوز به شعبه ويژه اى ارجاع نشده؟ در آخرين پيگيرى انجام شده، پرونده مستقيم به حجت الاسلام مرتضوي، معاون اول دادستان كل كشور ارجاع شده كه ايشان هم پس از بررسى دادخواست ارائه شده آن را به يكى از شعب داديارى ارجاع داده است. *آيا شعبه داديارى بررسى را آغاز كرده؟ اطلاعى ندارم، چون هفته گذشته همه ادارات ايران درگير جشن هاى سالگرد پيروزى انقلاب بودند و يكى از روزهاى هفته هم به همين مناسبت تعطيل بود،‌تصميم گرفتم فردا(يكشنبه) به دادستانى كل كشور مراجعه و پرونده را پيگيرى كنم. *شما تاكنون با مقامات قضايى ملاقاتى داشته ايد؟ بله،‌ابتدا به دفتر نظارت و پيگيرى قوه قضاييه مراجعه كردم و با معاون مدير كل اين مجموعه ملاقاتى انجام دادم كه پس از توضيح اتفاق هاى پيش آمده در پرونده و خطاى قضايى در صدور دو حكم براى يك فعل (عمل مجرمانه) ايشان سريعا در نامه اى شفاف خطاب به آقاى شيرج، رييس حوزه نظارت ويژه قوه قضاييه، خواستار توقف حكم و بررسى دلايل ارائه شده و موارد مورد اشاره در لايحه اينجانب شد. پس از آن هم من به دفتر نظارت ويژه مراجعه كردم و در آنجا با معاون آقاى شيرج(رييس دفتر نظارت ويژه حوزه رياست) ملاقات كردم كه ايشان هم پس از ديدن نامه و شنيدن توضيحات من بدون معطلى با نگارش نامه اى صريح خطاب به حجت الاسلام مرتضوى معاون اول دادستان كل كشور ،خواستار بررسى پرونده شد. *چرا پرونده به دادستانى ارجاع شد آيا دفتر نظارت ويژه خود نمى توانست پرونده را بررسى كند؟ خير، با توجه به اينكه سابقه پرونده در اختيار دادستانى كل كشور است، موضوع بايد در همان مرجع قضايى بررسى شود. *اينگونه موضوعات در دادستانى كل كشور چگونه بررسى مى شود؟ پس از صدور حكم قطعى در مرجع تجديدنظر، تا يك ماه پس از ابلاغ، بر اساس ماده 7 آيين نامه اجرايى ماده 18 قانون اصلاح تشكيل دادگاه هاى عمومى و انقلاب، مى توان از دادستانى كل كشور تقاضا كرد كه ,خلاف بيين شرع, بودن حكم را بررسى كند. *و اكنون شما براساس همين ماده شكايت خود را به دادستانى ارائه كرديد؟ بله، و براساس اين ماده و با توجه به شكايت مطرح شده، جلسه اى با حضور دادستان كل كشور و معاونان و داديار اين پرونده تشكيل و موضوع شكايت بررسى مى شود و در صورت تشخيص ,خلاف بيين شرع, بودن، صورتجلسه اين تشخيص به دفتر نظارت ويژه قضايى ارسال مى شود، كه آنجا هم مشاوران و كارشناسان مشخصى پرونده ارجاع شده را بررسى مى كنند و در صورت تاييد، آن پرونده بلافاصله به رييس قوه قضاييه ارائه مى شود تا ايشان دستور توقف و بررسى مجدد پرونده را صادر كند ، بنابراين پس از اين دستورات پرونده به شعبه جديدى در ديوان عالى كشور ارسال مى شود. *شما از بررسى مجدد پرونده صحبت مى كنيد،‌در حاليكه پيش از اين تاكيد مى كرديد كه حكم دوم (سنگسار) حكمى غير قانونى است و بايد لغو شود. بله! امروز هم اين اعتقاد را دارم و در لايحه ارائه شده هم به صراحت اعلام كرده ام كه خواستار ,نقض, حكم و سپس ,بلا اجرا بودن, آن هستم. البته كه براساس قانون بايد طرح اعاده دادرسى مى كردم تا ديوان عالى كشور به موضوع رسيدگى كند، اما متاسفانه زمان در ديوان عالى كشور اينقدر كند مى گذرد كه قضات آن مرجع هم پيشنهاد طرح شكايت در دادستانى كل كشور را مطرح مى كنند. *در ديوان عالى كشور هم سير قضايى اينگونه بود؟ خير،‌در آن مرجع درخواست ,نقض حكم, را مطرح مى كردم و قضات پس از بررسى حكم دوم (سنگسار) را لغو مى كردند. اما متاسفانه حجم پرونده هاى آن مرجع آنقدر بالا است كه بررسى اين موضوع ماه ها و يا شايد هم سال ها طول مى كشيد. *شما چقدر اميدواريد كه حكم سنگسار صادر شده،‌ نقض شود؟ من به قضات دادستانى كل كشور بسيار اميدوارم، و البته بيش از آن به دستورات دادستان كل كشور اميدوارم، اگر چه كه درخواست مطرح شده كاملا حقوقى است. ‌اين را پيگيرى و دستورات سريع دفتر نظارت ويژه حوزه رياست قوه قضاييه به خوبى نشان مى دهد كه روند رسيدگى چگونه بوده است. *خيلى به شرايط اميدوار هستيد ، اما چقدر مطمئن هستيد كه دستور ,توقف اجراى حكم,، واقعا از اجراى حكم جلوگيرى كند و مانند ماجراى سنگسار قزوين،ناگهان حكم براى متهمان اجرا نشود؟ من از توقف اجراى حكم اطمينان دارم،‌چون در مرجع قضايى طرح شكايت كردم و حكم بر اساس سير قضايى متوقف شده و دستور و يا نامه اى مطرح نبوده، با اين شرايط (طرح پرونده در دادستانى كل كشور) امكان اجراى حكم وجود ندارد. به نظر مى رسد تلاش مقامات قضايى (دادستانى كل كشور) هم دقيقا در همين راستا است. به هرحال من همه تلاشم و براى آزادى اين دو خواهر و نقض پرونده به كار مى برم.
  منبع خبر


 

کارخانه "کارا صنعت" در کردستان تعطيل و کارگرانش بيکار شدند

کارخانه "کارا صنعت امين" کردستان بدليل عدم تهيه مواد اوليه تعطيل شد و کليه کارگران اين واحد توليدی شغل خود را از دست دادند. اقبال رضايي، فعال کارگری در کردستان به دسترنج گفت: اين کارخانه که ظروف يکبار مصرف توليد می کرد بدليل نبود مواد اوليه برای توليد و اختلاف ميان شرکای کارخانه تعطيل شد و تمامی کارگران نيز اخراج شدند.
  منبع خبر


 

آزادی فعال دانشجويی از زندان اوين با پرداخت وثيقه 100 ميليونی

مرتضى اصلاح‌چى با توديع قرار وثيقه‌ى 100 ميليون تومانى از زندان اوين آزاد شد. اصلاح‌چي، دبير سابق انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايى و عضو شوراى تهران دفتر تحكيم وحدت (طيف علامه) حدود يك ماه پيش به همراه چند تن ديگر، بازداشت و به زندان اوين منتقل شد. با تعيين وثيقه 100 ميليونى از سوى مرجع قضايى و توديع آن، اصلا‌ح‌چى از زندان آزاد شد.
  منبع خبر


 

ماموران انتظامی با تيراندازی به سوی خودرو, کودک چهار ساله را به قتل رساندند (تصوير کودک مقتول)


آزادی کامل ماموران انتظامی در تيراندازی به سوی مطنونان و فراريان و بی ملاحظه گی و توحش اين نيروها در زمان تعقيب مظنونان و بزه کاران, همچنان فاجعه می آفريند. در تازه ترين نمونه يک کودک 4 ساله در اثر تيراندازی نيروهای انتظامی جان خود را از دست داده است. خبرگزاری فارس که خبر را با هدف شستن دست خون آلود ماموران انتظامی و با تيتر غلط انداز منتشر کرده در شرح حادثه به نقل از "رئيس مركز اطلاع رسانى فرماندهى انتظامى سمنان" نوشت: "سارقى كه پس از سرقت يك دستگاه خودروى سوارى پرايد از شاهرود متوارى شده بود، در يك عمليات تعقيب و گريز توسط پليس دستگير شد و كودك 4 ساله‌اش در اين عمليات جان باخت." منظور فرماندهی انتظامی از "عمليات" همان تيراندازی ماموران به سوی سرنشين خردسال اين ماشين است. حجت‌الله واعظى نژاد امروز در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در سمنان گفت: "ساعت 1:30 دقيقه بامداد روز گذشته فردى به نام "ابراهيم" كه 68 سال سن داشت، با مراجعه به كلانترى 11 شاهرود از به سرقت رفتن خودروى پرايدش خبر داد. وى تصريح كرد: "راننده پرايد در اظهارات خود گفته بود كه حدود 30دقيقه قبل مسافرى را كه يك پسر بچه نيز به همراه داشت از خيابان "تهران" به مقصد ترمينال شاهرود سوار كردم كه در بين راه، مسافر با پاشيدن افشانه بر روى صورتم، خودرو من را به سرقت برد." رئيس مركز اطلاع رسانى فرماندهى انتظامى استان سمنان ادامه داد:" به دنبال دريافت اين خبر، مشخصات خودروى سرقتى به سرعت به همه واحدهاى انتظامى در استان اعلام و طرح مهار براى دستگيرى سارق اجرا شد." واعظى نژاد افزود: "حدود 2 ساعت پس از دريافت خبر، خودرو در مقابل پليس راه سمنان مشاهده و توسط ماموران انتظامى سمنان تعقيب شد." وى اضافه كرد: "ماموران انتظامى پس از تعقيب خودروى سرقتى و اخطارهاى مكرر به راننده خودرو، به طرف آن تيراندازى و در نهايت خودرو را متوقف كردند." رئيس مركز اطلاع رسانى فرماندهى انتظامى استان سمنان در پايان گفت:"در جريان عمليات تعقيب و گريز، سرنشين خودرو كه كودكى 4 ساله بود، بر اثر اصابت گلوله مجروح شد و در بيمارستان جان باخت."
  منبع خبر


Saturday, February 16, 2008
 

عدم پرداخت 9 ماهه حقوق کارگران کارخانه اروم دشت ارومیه

براساس گزارشهای رسیده به آژانس خبری موکریان، شرکت اروم دشت واقع درجاده دریای ارومیه حدود 9 ماه است که حقوق و مزایای کارگران خود را پرداخت نکرده و علیرغم مراجعات مکرر کارگران به خانه کارگر ، اداره کار ، استانداری و... برای دریافت دستمزد ماهیانه خود ، تاکنون پاسخ مناسبی به آنان داده نشده است.
گفته می شود پرداخت نشدن حقوق و مزایای کارگران شرکت اروم دشت به مدت 9 ماه ، آنها را در تنگنای شدید مالی و معیشتی قرار داده است.
  منبع خبر


 

سنگسار/ شرمتان باد


برای لغو سنگسار دو زن تلاش کنيد، کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر
سنگسار/ شرمتان باد

پرتابِ سنگ های بیرحمی

با ناله های جگر سوز

در دشت های بیکران وطن
کولاک می کند.
زنان سنگسار می شوند
.شرمتان باد
پِژواک ضجه های شقاوت
یاد نازیهای جانی
رابا کوره های آدم سوزی
زنده می کند.
مردان سنگسار می شوند.
شرمتان باد
ندبه ی دختران ِمعصوم
شیون ِ پسران ِمحروم
زیر پرتاب سنگ هاغوغا می کند.
جوانان سنگسار می شوند.
ننگتان باد
خون های گرم سرخ فام
تهِ گودال ها جاری می شوند.
در دادگاهها، یاسای چنگیزی بیداد می کند.
زنان سنگسار می شوند.شرمتان باد
پرویز داورپناه بهمن ماه ۱٣٨۶
  منبع خبر


 

ایران سرکوب فعالان مستقل را گسترش می دهد، سازمان دیده بان حقوق بشر

خلاصه و توصیه ها
دامنه افرادی که در ایران با استناد به مسائل امنیتی و به خاطر فعالیت های سیاسی و اعتراض های مسالمت آمیز علیه دولت دستگیر می شوند، رو به گسترش است. افراد دستگیر شده اغلب در بازداشتگاه هایی که اداره آنها بیرون از چهارچوب زندانهای معمولی است، نگهداری می شوند. مخوفترین این بازداشتگاه ها بند۲۰۹ زندان اوین تهران است که در آن افراد دستگیر شده ممکن است تحت شکنجه و یا بازجویی های آزار دهنده قرار گیرند. مسئولین پس از هفته ها و یا ماهها افراد بازداشت شده را با قرار وثیقه یا حبس های تعلیقی آزاد می کنند و به این ترتیب آنها را تهدید می کنند که ادامه فعالیت های گذشته و یا اعتراض های علنی ممکن است منجر به بازگشت آنها به زندان شود.
سرکوب اعتراضات مسالمت آمیز خصیصه ویژه همه دولت ها در جمهوری اسلامی ایران بوده است. در هنگام آغاز ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد در اوت ۲۰۰۵ حکومت ایران از اختیارات قانونی زیادی برای
پیگیری منتقدین دولت برخوردار بود. اما بنظر می رسد آنچه دولت احمدی نژاد را از سایرین متمایز می کند، بسط فراوان دامنه فعالیت ها و تعداد افرادی است که مشمول پیگردهای حکومتی می شوند.
در اوت سال ۲۰۰۵ مامورین امنیتی ایران حداقل ۳۵ عضو جنبش زنان ایران را در بند۲۰۹ اوین بازداشت
کردند. آنها همچنین معلمینی که خواستار افزایش حقوق و مزایای بازنشستگی بودند، دانشجویان و فعالانی که خواهان اصلاحات سیاسی بودند و نیز روزنامه نگاران و محققینی که سابقه هیچ نوع فعالیت سیاسی نداشتند را دستگیر کردند. در اکثر این موارد، بازداشت شدگان همه و یا بخشی از دوران حبس خود را در سلولهای انفرادی (گاه تا ماهها) گذارندند، از دسترسی به وکیل یا دیدار با خانواده هایشان محروم بودند و برای اعترافهای حقیقی و یا غیر حقیقی زیر فشارهای شدید روانی و جسمی قرار داشتند.
مجموعه ای از قوانین که در چهارچوب قانون مجازات اسلامی تحت عنوان “جرایم ضد امنیت داخلی و خارجی کشور” (”قوانین امنیتی”) هستند به حکومت اختیارات وسیعی برای سرکوب هر نوع فعالیت مسالمت آمیزی را می دهد که به نحوی انتقاد از سیاست هایش می داند. قوانین ایران همچنین امکان سلب حق دادرسی به بازداشتی های امنیتی را می دهد. گرچه قانون اساسی ایران، قانون آیین دادرسی کیفری، و قانون حقوق شهروندی شامل مفادی در زمینه حقوق بازداشت شدگان و نیز شیوه های بازجویی است، اما قوانین ایران امکان محرومیت از بعضی از این حقوق و عدم اجرای مفاد مندرج در آنها را نیز می دهد. مقام های ایران بیش از هر زمان دیگری در تاریخ معاصر این کشور از قوانین امنیتی بعنوان بهانه ای برای دستگیری و بازداشت های سیاسی بهره برده اند. در اغلب موارد هیچ حکم و یا مبنای قانونی برای دستگیری ها وجود ندارد. مسئولین بازداشت شدگان را بدون حضور وکیل و صرفا به منظور یافتن راهی برای متهم کردن آنها تحت بازجویی قرار می دهند. این گزارش با مروری بر روند دادرسی تحت قانون آیین دادرسی کیفری و نیز مقررات مربوط به مسائل امنیتی که این حقوق را تا حد زیادی تضعییف کرده، آغاز می شود.
یکی دیگر از خصایص بارز دستگیری های سیاسی در دولت احمدی نژاد این است که به جای تمرکز به اقدامات فردی توجه زیادی به ارتباط افراد با نهادها، اشخاص و منابع مالی خارجی معطوف شده است. دولت همواره از قوانین امنیتی که حاوی مفاهیم وسیعی است، بهره می گیرد و هر کس اعم از فعالین حقوق زنان، سازماندهندگان اتحادیه ها و رهبران دانشجوی متهم به “جاسوسی”، “اقدام علیه امنیت ملی”، “دریافت پول از خارج” و “برنامه ریزی برای انقلاب نرم” می کند. حکومت ایران از سیاست اخیر ایالات متحده که طی آن بودجه ای برای “تغییر رژیم” در ایران اختصاص داده به عنوان بهانه ای برای متهم کردن فعالان جامعه مدنی ایران به همکاری با کشورهای خارجی استفاده کرده است. فعالان سرشناس ایران خاطرنشان کرده اند که حکومت ایران از اختصاص این بودجه برای تشدید سرکوب جامعه مدنی بهره برداری کرده است.
دیده بان حقوق بشر از حکومت ایران می خواهد که قوانین مبهم امنیتی و نیز سایر قوانینی که امکان سرکوب خودسرانه و تنبیه افراد را به خاطر ابراز مسالمت آمیز نظرات سیاسی خود و یا تشکیل انجمن و برگزاری تشکلها می دهد را اصلاح و یا لغو کند. این اقدامات ایران ناقض پیمانهای بین المللی حقوق بشر است که این کشور عضو و امضا کننده آنهاست. دیده بان حقوق بشر همچنین از دولت ایران می خواهد با بازداشت شدگان مطابق معیارهای بین المللی رفتار کند و بند ۲۰۹ زندان اوین را یا در چهارچوب سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور اداره کند و یا آن را تعطیل نماید.
دیده بان حقوق بشر همچنین از دولت آمریکا می خواهد با گروه های جامعه مدنی ایران برای حمایت از پروژه هایی که به اعتقاد آنها دستاویز آسانی به حکومت ایران برای سرکوب فعالیتهایشان نمی دهد ارتباط برقرار کند.ادامه گزارش در....
  منبع خبر


 

ناهید کشاورز و جلوه جواهری، اعضای کمپین یک میلیون امضا، تفهیم اتهام شدند

ناهید کشاورز و جلوه جواهری در دادگاه انقلاب در ارتباط با پرونده دو سایت «زنستان» و «تغییر برای برابری» تفهیم اتهام شدند
جلوه جواهری و ناهید کشاورز، از فعالان کمپین یک میلیون امضاء، روز سه شنبه ۲۳ بهمن، در دادیاری ویژه امنیت دادگاه انقلاب تفهیم اتهام شدند.
در پی احضار کتبی جواهری به دادیاری ویژه امنیت دادگاه انقلاب، اتهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام» به وی تفهیم شد.
شایان ذکر است که در این جلسه از حضور نسرین ستوده، وکیل جواهری، ممانعت به عمل آمد و او بدون حضور وکیل، آخرین دفاعیات خود را ارائه داد.
همچنین ناهید کشاورز نیز که برای اعلام تغییر آدرس محل سکونت خود به دادگاه مراجعه کرده بود، مورد تفهیم اتهام قرار گرفت. در دادگاه انقلاب، احضاریه کتبی ناهید کشاورز که قبلا صادر شده بود به وی ابلاغ شد و به او نیز مانند جلوه جواهری، اتهام اقدام علیه امنیت ملی تفهیم شد.
تفهیم اتهام ناهید کشاورز در ارتباط با پرونده «سایت زنستان» و “سایت تغییر برای برابری” بود. ناهید کشاورز به عنوان مدیر مسئول «مرکز فرهنگی زنان» در ارتباط با سایت زنستان پیش از این نیز یک بار دیگر به دادگاه احضار شده بود و روز سه شنبه نیز در ارتباط با همین پرونده تفهیم اتهام و آخرین دفاعیات خود را بدون حضور وکیل ارائه کرد. سایت «زنستان» که ارگان مرکز فرهنگی زنان بود ۶ بار فیلتر و بالاخره برای بار هفتم سایت به طور کامل مسدود شد. پس از آن مریم حسین خواه در رابطه با این سایت به مدت ۴۵ روز بازداشت و ناهید کشاورز نیز به عنوان مدیر مسئول مرکز فرهنگی زنان در دادگاه انقلاب مورد بازپرسی قرار گرفت و بالاخره روز سه شنبه نیز در رابطه با پرونده سایت زنستان و تغییر برای برابری تفهیم اتهام شد و این پرونده برای تشکیل دادگاه با آخرین دفاعیات ناهید کشاورز تکمیل شد.
لازم به ذکر است که ناهید کشاورز پیش از این دو بار بازداشت شده است. وی در فروردین ماه ۱۳۸۶ در پارک لاله هنگام جمع آوری امضاء برای کمپین یک میلیون امضاء به همراه محبوبه حسین زاده بازداشت شد و یک بار نیز در ۱۳ اسفند ۱۳۸۵ به همراه ۳۲ نفر دیگر بازداشت شد. پرونده مربوط به سایت «زنستان» سومین پرونده ای است که برای ناهید کشاورز در دادگاه انقلاب گشوده می شود
  منبع خبر


 

بيانيه کانون وبلاگ نويسان ايران در محکوميت حکم اعدام نويسنده وبلاگ "مهرنهاد"

کانون وبلاگ نويسان ايران (پن لاگ)

قوه قضاييه جمهوری اسلامی هفته گذشته يعقوب مهرنهاد نويسنده وبلاگ "مهرنهاد" و فعال مدنی بلوچ را پس از ده ماه بازداشت و شکنجه در دادگاهی بدون حضور وکيل و هيئت منصفه و اعضای خانواده او با اتهامات واهی به اعدام محکوم کرد. . آقای مهرنهاد مدير کل انجمن جوانان صدای عدالت است که در چهارچوب قوانين جمهوری اسلامی برای جوانان بلوچ برنامه اجرا مي‌کند. او پس از شرکت در يک جلسه پرسش و پاسخ که برخی از مقامات زاهدان نيز در آن شرکت داشتند بازداشت شد و دليل دستگيری او اعلام نشد. خانواده و وکيل او پس از پنج ماه موفق به ديدار او شدند در حالی که از شدت شکنجه تعادل خود را از دست داده بود و 15 کيلو وزن کم کرده بود. کانون وبلاگ نويسان ايران توجه همه مجامع بين المللی را به بدعت گزاری قوه قضاييه ايران برای اعدام وبلاگ نويسان به دليل ابراز عقايد خود جلب مي‌کند. در ايران هر گونه ابراز عقيده با مجازات های وحشيانه شلاق و قطع دست و پا و اعدام به جرم های واهی اقدام عليه امنيت کشور و ارتباط با بيگانه و گروههای غير قانونی جواب داده مي‌شود . . کانون وبلاگ نويسان ايران مصرانه از همه حاميان حقوق بشر مي‌خواهد که در برابر نقض وحشيانه حقوق بشر در ايران و سرکوب بيرحمانه وبلاگ نويسان و آزادانديشان ساکت ننشينند و به هر شکل ممکن از اعدام يعقوب مهرنهاد وبلاگ نويس ايرانی جلوگيری کنند.
  منبع خبر


 

تلویزیون بی بی سی: این صحنه اعدام است، اینجا محل سنگسار است

شبكه جهانی تلویزیون بی بی سی طی گزارشی به نقض وحشیانه حقوق بشر در جمهوری اسلامی پرداخت و گفت بحران هسته ای تنها موضوعی نیست كه رژیم تهران به خاطر آن مورد اعتراض جامعه بین المللی قرار گرفته است. سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر میگویند رژیم تهران اعمال مجازات اعدام را تشدید کرده بطوریکه اعدام در ملاعام به یكی از مجازات های رایج در ایران تبدیل شده است.ادامه در...
  منبع خبر


 

دولت امنيتی, نظامی در برابر مطالبات کارگری

از جمله انتقادات ناروا به گروه نظامی/ اقتدارگرای حاکم که به توالی و در روايت های مختلف از سوی منتقدان درون حکومتی اش تکرار می شود اين است که گويا آنها با پخش وسيع تسهيلات و امکانات, زحمتکشان و تهيدستان کشور را زياده خواه بار آورده و متوجه نيستند که اين کار می تواند به گسترش راديکال جنبش مطالباتی در ميان پايينی ها بيانجامد و برای "نظام" خطر ايجاد کند. در حالی که هر انتقادی به احمدی نژاد و دولتش وارد باشد اين انتقاد که گويا اين دولت بيش از پيش به زحمتکشان کشور سرويس و امکانات داده و آنها را بدعادت کرده وارد نيست. در حقيقت کاملا برعکس است و همان برنامه برده داری و برده سازی از نيروی کار که در دولت "سازندگی" به نام "انطباق ساختاری" مطرح و در دولت "اصلاحات" عملی شد, وسيع تر از اين هر دو دولت توسط دولت فعلی اجرا می شود. کافی است به ادامه بقای قراردادهای موقت و توجيهات دولت احمدی نژاد در اين زمينه, و تعيين حداقل دستمزد کارگران به عنوان دو موضوع به هم پيوسته و نمونه ای از برخورد واقعی دولت "مهرورز" به حقوق کارگری اشاره کرد. ادامه در...
  منبع خبر


 

حکم اخراج، مجازات کارگران اعتصابی کارخانه آزمایش

اداره کار شهرستان مرودشت، برای 40 کارگر به دلیل شرکت داشتن در یک اعتصاب 10 روزه ، حکم اخراج صادر کرد.
به گزارش دسترنج، 40 کارگر در جریان اعتصاب ماه گذشته کارگران کارخانه آزمایش از سوی کارفرما به عنوان عوامل خاطی و برای تنبیه سایر اعتصاب کنندگان اخراج شدند.
تمامی اخراج شدگان بصورت قراردادی در این کارخانه مشغول به کار بودند که پیش از اتمام اعتبار قرداد از سوی کارفرما اخراج شدند.
اعضای هیت تشخیص اختلاف اداره کرا مرودشت نیز با این استدلال که کارگران مذکور به دلیل شرکت در اعتصاب خود بخود ترک کار کرده اند، به اخراج کارگران و محرومیت آنها از دریافت سنوات و مقرری بیمه بیکاری رای دادند.
گفته می شود دلیل اعتصاب کارگران، خلف وعده کارفرما آزمایش مرودشت در خصوص بازنگری طرح طبق بندی مشاغل بوده است.
کارگران اخراجی در حال حاضر منتظر هستند که شاید با پادرمیانی مسوولان مربوطه بتوانند از مستمری بیمه بیکاری استفاده کنند.
پیشتر حدود 400 کارگر آزمایش مرودشت در ابتدای پاییز امسال به نشانه اعتراض به عدم بازنگری در طرح طبقه بندی مشاغل و نیز ابهام در آینده شغلی خود به دست به اعتصاب زده بودند.
این اعتصاب سرانجام با پادرمیانی مسوولان استانی و متعهد شدن کارفرما به برآورده کردن خواسته های کارگران پایان یافت.
کارگران بایبان اینکه طرح طبقه بندی مشاغل فعلی حداقل به 16 سال پیش مربوط می شود، به نقل از کارفرمای خود می گویند که بازنگری طرح طبقه بندی مشاغل هنوز در دست بررسی است.
به موجب قانون کار هرکارگر در هر واحد تولیدی در طرح طبقه بندی مشاغل بر مبنی سابقه، تخصص و دانش علمی از مزایای نقدی جداگانه ای برخوردار می شود.
کارخانه قند قهستان تعطیل شد
با تعطیلی کارخانه قند قهستان، اشتغال هزاران کارگر و کشاورز شهر اسدیه استان خراسان از بین رفت.
جمعی ازکارگران معترض " قند قهستان " به دسترنج گفتند: دستمزدهای 250 کارگر بیش از 4 ماه پرداخت نشده و در این رابطه مدیریت وام دریافتی را که قرار بود در جهت حقوق معوقه کارگران پرداخت شود، در این جهت صرف نکرده است.
کارگران گفتند: مشکلات عدیده مالی بدلیل واردات بی رویه شکر، عدم تامین هزینه سوخت مازوت کارخانه به همراه سوء مدیریت از جمله عواملی بودند که باعث تعطیلی این واحد بزرگ ومحوری استان خراسان شدند.
  منبع خبر


 

بزرگ‌ ترين خائنان ملت، شناسنامه ‌فروشان عرصه انتخابات هستند

امام جمعه اردبيل گفت: بزرگ‌ترين خائنان ملت، دلالان و شناسنامه‌فروشان در عرصه انتخابات هستند كه هم در حق ملت خيانت مي‌كنند و هم آينده كشور را به مخاطره مي‌اندازند.
امام جمعه اردبيل با انتقاد از برخي نمايندگان كه با به ميان كشيدن پول و خريد آرا قدرت خود را به ميان مي كشند، خواستار برخورد مراجع قضايي و انتظامي با اين عوامل و افراد شد.
  منبع خبر


 

جهنمی که رژیم اسلامی به مردم ایران تحمیل کرده است

مادر و دختر در آستانه اعدام
روزنامه حکومتی ایران: يك زن كه با همدستى دخترش توطئه قتل شوهر خود را طراحى و اجرا كرده بودند از سوى قضات دادگاه كيفرى اصفهان به اعدام محكوم شدند.
سال گذشته مأموران پليس آگاهى اصفهان از كشف جسد مردى در كانال آب باخبر شدند. گروهى از مأموران كه همراه نجفى - بازپرس كشيك قتل - در محل كشف جسد حاضر شده بودند در نخستين بررسى ها پى بردند جسد متعلق به اسماعيل - ۴۰ ساله - است كه روز قبل نيز خانواده اش با طرح شكايتى از گم شدن او خبر داده بودند. پزشك جنايى نيز علت مرگ را اصابت جسم سخت بر سر مقتول اعلام كرد.
شهناز - همسر مقتول - در نخستين بازجويى ها گفت: شب گذشته چند مرد ناشناس پس از ورود به خانه ، همسرم را با دو ميليون تومان پولى كه در خانه بود همراه خود بردند.
سرانجام زهرا ـ دختر ۱۸ ساله ـ مقتول در ادامه بازجويى هاى فنى ، پليسى لب به اعتراف گشود و گفت: هيچ علاقه اى به پدرم نداشتم چراكه مجبورم كرد با مردى كه هيچ علاقه اى به او نداشتم ازدواج كنم. پدرم دائم كتكم مى زد. بنابراين روز حادثه با ريختن قرص خواب آور در غذاى پدرم او را بيهوش كردم. سپس نيمه هاى شب با ميله اى آهنى او را كشتم.
در ادامه كارآگاهان كه احتمال مى دادند، شهناز - همسر مقتول - نيز در اين جنايت نقش داشته باشد از او هم بازجويى كردند. او نيز اعتراف كرد چند ضربه به سر همسرش زده است.
با تكميل تحقيقات، پرونده براى رسيدگى به شعبه ۱۷ دادگاه كيفرى استان اصفهان فرستاده شد. در جلسه دادگاه اولياى دم خواستار قصاص شهناز و دخترش شدند.
با اعتراف هاى متهمان قاضى «هاشم رضايى» - رئيس شعبه و چهار قاضى مستشار - دو متهم را به قصاص نفس محكوم كردند.
  منبع خبر


 

گزارشی از آخرين وضعيت چند زندانی عقيدتی در زندان اورميه

کميته دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان - آسمک: فريدون مهدی پور فعال سياسی اهل اورميه روز يکشنبه ۲۱ بهمن ماه ۱۳۸۶ به زندان اورميه فرستاده شده است. وی قبلا نيز دوبار و حدود ۲ ماه در بازداشت اداره اطلاعات اروميه بوده است. فريدون مهدی پور طبق دو حکم صادره از دادگاه تجديد نظر استان آذربايجان غربی در بهمن ماه ۱۳۸۵ و شهريورماه ۱۳۸۶ به اتهامهای "اقدام عليه امنيت کشور و همكاری با گروهك تجزيه طلب آذربايجان جنوبی (پان تركيست)" و "توزيع اعلاميه و تبليغ تجمع يکم خرداد سالروز اغتشاشات دوم خرداد سال ۱۳۸۵"٬ به سی و نه ماه و يک روز حبس محکوم شده٬ که ۹ ماه و يک روز حبس قطعی است و ۳۰ ماه آن به مدت ۴ سال تعليق شده است. اين فعال سياسی که به هنگام بازداشت در اول مهر ۱۳۸۵ و سوم خرداد ۱۳۸۶ تحت شکنجه مأموران اطلاعات قرار داشته است، با احتساب ايام اين بازداشتها بايد دست کم ۷ ماه زندان را تحمل کند. مهدی پور بار اول در جريان تظاهرات اول مهر ۱۳۸۵ در اورميه که در اعتراض به ادامه تبعيض زبانی در ايران و عدم تدريس زبان ترکی در مدارس شهرهای مختلف آذربايجان برگزار شد، دستگير و بعد از حدود دوهفته بازجويی زير شکنجه در بازداشتگاه اداره اطلاعات اورميه و آزادی به قيد وثيقه ۲۰ ميليون توماني٬ از طرف شعبه سوم دادگاه انقلاب اورميه (قاضى حسين زاده) به ۳۶ ماه حبس که ۳۰ ماه آن به مدت ۴ سال تعليق می شود٬ محکوم گشت. اين حکم در بهمن ماه ۱۳۸۵ از طرف شعبه ۱۰ دادگاه تجديد نظر استان آذربايجان غربی تأييد شد. در حکم صادره برای فريدون مهدی پور٬ اتهامات وی اقدام عليه امنيت کشور و همكاری با گروهك تجزيه طلب آذربايجان جنوبی (پان تركيست) ذکر شده بود. ادامه در....
  منبع خبر


 

انحلال صندوق نسوز کاوه و اخراج کارگران/سود بالای دلالی با مستغلات دليل تصميم به تعطيلی کارخانه

تازه ترين شنيده های کارگران کارخانه صندوق نسوز خرم از تصميم قطعی هيئت مديره مبنی بر اعلام انحلال اين کارخانه و اخراج همه کارگران حکايت دارد. با وجود آنکه مديريت انتقال کارخانه به منطقه ای در اصفهان را دليل اصلی تعطيلی کارخانه و اخراج 200 کارگر اعلام می کند اما به عقيده کارگران افزايش بی سابقه ارزش مستقلات، دليل اصلی اين تصميم است. يکی از کارگران گفت: بهای بيست و چند ميليارد تومانی زمين کارخانه صندوق خرم آنقدر برای هيئت مديره وسوسه انگيز است که آنها تصميم دارند برای دستيابی آسانتر به اين پول، خريدار کارخانه را از شر کارگران خلاص کنند. به گفته اين کارگر، يکی از اعضای هيئت مديره در يک جلسه به کسانی که خواهان ادامه فعاليت کارخانه بوده اند، گفته است: از پول فروش کارخانه فقط 7 ميليارد تومان در اختيار من بگذاريد تا با سود آن شما را صاحب چندين کارخانه ديگر کنم. هيئت مديره صندوق کاوه درحالی عزم خود را برای اخراج کارگران و فروش زمين کارخانه جزم کرده است که در ميان کارگران، افرادی خضور دارند که به دليل داشتن سابقه بالای کار در شرايط سخت و زيان آور، تنها چند سال با بازنشستگی فاصله دارند. اين کارگران نگران هستند که با تعطيل شدن کارخانه نتوانند از مزايای بازنشستگی پيش از موعد مشاغل سخت و زيان آور استفاده کنند. به گفته يکی از کارگران، مالکان کنونی اين کارخانه در چند سال اخير از راه فروش محصولات خود، موفق به راه اندازی کارخانه های ديگری نيز شده اند. يکی ديگر از کارگران با بيان اينکه مديريت از چند سال پيش به فکر فروش کارخانه بوده است، گفت: در حال حاضر مدتی است که خطوط توليد به محل جديد در اصفهان منتقل شده و کارگران کاری برای انجام دادن ندارند. وی افزود: ممانعت کارفرما از به کارگيری کارگران در حالی ادامه دارد که مشتريان و سفارش دهندگان هنوز به کارخانه مراجعه می کنند. او گفت: در محل جديد کارخانه چون کارگر ماهر وجود ندارد، محصولات توليد شده به هيچ وجه کيفيت لازم را ندارد
  منبع خبر


Designed by: خُسن آقا This page is powered by Blogger. Isn't yours?